تاریخ: 12:01 :: 2019/12/29
زمستان شغال در ماه نو

" همه ش از خدا می پرسم کِی قراره این زن رنگ آسودگی ببینه. کی تشخیص میده که دیگه بسه؟ چون پیمونه ی بعضی انگار سررفتنی نیست؛ هرچی هم که زندگی چپ و راستشون کنه . عمری گره از کار مردم باز کردی، بی اونکه یکی ازشون بشناسی . حالا به درد من برس. به داد کسی که ظلمت کرده اگه برسی هنره."

این تکه ای از داستان  کوتاه روحی خانم از مجموعه داستان ” زمستان شغال” نوشته فرهاد رفیعی  نویسنده خوب شیرازی است که توسط نشر نیماژ به بازار آمده .

کتاب در پشت جلد به  اجمال چنین شرح داده شده است : ” زمستان شغال” سرگذشت های پراکنده از وقایع غریب و آدم هایی است که در سیطره ی رئالیسم خشک جاری در جوامع شهری گیر افتاده و سرگردان اند. مردمانی که نمی دانند با سرو شهرشان چه کنند؛ با رجعت پدرانشان یا با فرشته ای که میانشان می گردد. در چار دیواری هایی گیر افتاده اند که هر روز هم می آیند و فضای زیستشان را می خورند و تنگ تر می کنند . برخی از آن ها دریافته اند شاید با رها کردن و پا دادن به شغال درنده ی درونشان کارها بهتر پیش برود.

کیهان خانجانی نویسنده نامی گیلان به مناسبت انتشار این کتاب با دعوت از فرهاد رفیعی در پنجمین روز دی ماه یکهزار و سیصد و نود و هشت مراسم رونمایی و همچنین نقد و بررسی این اثر را در کتابفروشی ماه نو برگزار کرد.

*کتابی درخشان

خانجانی در این نشست به تفصیل به بررسی زمستان شغال  پرداخت و به خاطر نثر و دیالوگهای خوب اثر  و پیشنهاد افعال جدید برای داستان نویسی به نویسنده دست مریزاد گفت .

وی اظهار داشت : داستان های این مجموعه سرسری نیستند پر و پیمان هستند و به گمانم دو داستان درخشان ، یک داستان بسیار خوب و سه داستان سلامت دارد .

خالق بند محکومین با بیان این که  داستان فارسی واقعا با چند کار از این مجموعه سر خود را بالا می گیرد افزود: کاری که باید بکنیم این است که هر آن گوشه کشور اثری در زبان آفریده می شود را دریابیم و نگذاریم فراموش شود .

وی بیان داشت: زمستان شغال به قول امریکایی ها رئالیسم پفک نمکی نیست که با یک گاز تمام شود بلکه داستان ها هر کدام چند هزار کلمه پرو پیمان دارد  و نویسنده هیچ هم کم نگذاشته گفت: این ویژگی است که ما نیاز داریم .

خانجانی با طرح این سئوال که چه شد که ما با شکل زیستی که پیدا کردیم، سرعت زندگی مان، آمدن تکنولوژی و وقت کم رفته رفته هر کدام یکهزار و ۲۰۰ کلمه برای یک داستان سر هم کردیم خاطرنشان کرد: البته یک داستان خوب را تعداد کلمات مشخص نمی کند و نویسندگانی مانند همینگوی و بسیارانی دیگر نشان دادند که تعداد کلمات خوبی یا بدی اثر را ثابت نمی کند ، اما آن دسته از کارهایی که ما می خوانیم واقعا کم گذاشته شده حق مطلب ادا نشده .

آفرینشگر یحیای زاینده رود اظهار داشت: در داستان نویسی فارسی هنوز سالی چند کتاب قابل خواندن یا یک کتاب درخشان در می آید که در مورد کتاب زمستان شغال به همین شکل است . دو داستان از این کتاب به گمانم قابل ترجمه اند گورخانه موئین چون بحث مدیا (رسانه) و تلویزیون را دارد و “این همانی” و این که رسانه چطور می آید و  تو را تصرف می کند و بحثهای زیادی در مورد این هست . تلویزیون است که با هشتاد درصد دروغی که در خود دارد ما را هدایت می کند، تبدیل به مجموع کننده اذهان ما می شود خودش را بر ما وارد می کند و سبک زندگی ما را به اشکال مختلف مشخص می کند .

وی خاطرنشان کرد : از این رو داستان گورخانه موئین جای خوبی را هدف گرفته و آن این که چطور رسانه ها زندگی ما را تصرف می کنند و بعد حتی شخصیتهایش از درون شیشه مربع جادویی و جهنمی پا بیرون می گذارند و خانه ما را به تصرف خود در می آورند .

خانجانی با اشاره به این که در زندگی طبقه متوسط امریکا تلویزیون چنان جایگاهی دارد که فکر می کنم بدون آن می میرند و سریال ها به ویژه طنز جایگاه دارد افزود: از این رو این برای آنها قابل خواندن است و خوب جایی را زده . داستان رادیوی هیولای جان چیور را می توان با این داستان نقد تطبیقی و موازی خوانی کرد .

این نویسنده گیلانی در ادامه با اشاره به این که در مورد داستان های با سیاق جادویی خطری به شدت نویسنده را تهدید می کند گفت :رفیعی در این اثر به شکل حرفه ای و  رندانه ای از این خطر جسته است.

وی با کنکاش در این که کدام دسته از آثار از جادو و شگفتی به درستی بهره برده و جایگاه پیدا کرده اند از نویسندگانی مانند لطیفه تکین و اورهان پاموک در ترکیه ، کوبو آبه و اوه در ژاپن یاد و خاطرنشان کرد: در بین نویسندگان عرب کسانی چون جرجی زیدان خیلی خوب متوجه شده اند.

خانجانی گفت : این نویسندگان امر شگفت و جادو را با  تاریخ انتقادی خودشان ادغام می کنند و بعد اثری تحویل می دهند .

وی با طرح چیستی محتوا افزود : عمق و محتوای هر متنی تاریخ است از این رو یک نگاه انتقادی به تاریخ می تواند عمق محتوای اثر ما را بسازد . حالا این تاریخ می تواند تاریخی باشد که بزنگاه یا رخدادش الان دارد روی می دهد یا در گذشته اتفاق افتاده، یا بین این دو ، بزنگاه های گذشته از مرگ حسنک وزیر تا ۲۸ مرداد و امروز . وی یاداور شد: کاری که رفیعی در داستان سرگذشتهای مدفون کرده  این است بحثی که لاکان و فروید مطرح کرده اند یعنی عقده اودیپ را که پدرکشی است نمونه ایرانی اش را ثابت می کند که پسرکشی است و عجیب نیست که ما زیاد می شنویم انقلاب فرزندان خود را می خورد. بحث سرگذشتهای مدفون این است اگر می خواهی عمر دوباره داشته باشی باید پسرکشی کنی نویسنده می گوید این دیگر باید قطع شود کاری که هدایت در بوف کور می کند این تاریخ ثنوی و تاریخ پسرکشی باید متوقف شود.

چون جادو را با تاریخ انتقادی در هم آمیخته این امر جادو و شگفت  exotism مدرنی است که هم مال ما است و هم قابل ارائه .این دو داستان به عنوان دو نمونه یکی کاملا مدرن که می تواند دغدغه انها و ما باشد . و ترجمه شود از این حیث نگرش انتقادی به تاریخ پیش برد .

خانجانی اظهار داشت :داستانهای دیگری هم در این مجموعه هستند که می شود نقدهای کوچکی به آن وارد کرد ولی هیچ از ارزش های کتاب کم نمی کند مثلا در داستان بی نهایت می گوید این بحث عصبیت اجتماعی فروپاشی اجتماعی که می بینید مثل دومینو است . راوی می آید عصبیتش را به دیگری می دهد ولی دو نفر هستند که ثنویت ایرانی را تشکیل می دهد کاش نفر سومی هم بود ، دیگر  این که از این روایت به روایت دیگر کاش تغییر زبان بیشتر رخ می داد.

به گفته وی همچنین داستان روحی خانم هم ویژگی های جادو را دارد و هم این که ماجرای ایران و عراق است و فرزندانی که این وسط رد و بدل می شوند مساله انتقادی را دارد ولی  ماجرای بال در آوردن زن و ضد جنگ بودن حسابی چفت نمی شود و به لحاظ موضوعی دو پاره می شود.

داستان خرامان سرو و طرح مبحث خیابان فوق العاده است ، کاری که کرده سرو باستانی را که نمی گذارند یا نمی دانیم که به دست می آوریم یا زنده نگه می داریم ، وسط خیابان می کارد، جایی که بسیار مهم شده است .

به اعتقاد وی داستان زمستان شغال هم مثل روحی خانم دو پاره شده اما در روحی خانم به لحاظ موضوعی و در این داستان به لحاظ فرم و در بخش دوم  تبدیل به باز تولید بوف کور شده است .

خانجانی با بیان این که مهم نیست مال کدام شهر و طبقه فکری هستیم و به چه شکلی پیش می رویم ، فردیت ها و نگاه ها مهم نیست خانواده داستان مهم است گفت : به خانواده داستان ایران تبریک می گویم که چنان بستری را گذاشته اند که داستان های این مجموعه نوشته شود.

وی از آقای ساده مدیر کتابفروشی ماه نو بعنوان پشتیبان هنر و فرهنگ قدردانی و به موفقیتهای اعضای انجمن های داستان عصر چهارشنبه رشت و درخشش کتابهایشان سال دو فصل دارد و مالوینا سعید جوزانی ، ما را با برف نوشته اند نسیم توسلی ، پشت فرودگاه محمود رضایی وترجمه آنک آخر زمان شبنم بزرگی اشاره کرد.

*علاقه به احیای واژگان فراموش شده

فرهاد رفیعی نیز در این مراسم گفت : قبل از انتشار کتاب یک مدت دبیر هنری مجله دلیران تنگستان در جنوب بودم. نخستین کتابم یعنی ” شب مارهای آبی سال ۹۳ و ” زمستان شغال ” امسال چاپ شد .

این نویسنده شیرازی افزود: قبل از چاپ خیلی از دوستان انجمن داستان ابوتراب خسروی، محمد کشاورز و فقیری کتاب را خوانده و نظر داده بودند و به این کتاب کمک کردند .

به گفته وی کتاب زمستان شغال با شش داستان همه در فاصله سال های  ۹۳ تا ۹۸ نوشته شده است.

رفیعی با بیان این که  عصاره خیال و اندیشه و نگاهش در این داستان ها آمده است در مورد زبان اثر تصریح کرد: پرداخت زبان همیشه از دغدغه های من بوده بخصوص در داستان هایی که ایجاب می کند . همیشه اولین فعل و واژه ای که به ذهن می رسد چه به لحاظ بار معنایی و چه حتی ریتم جملات و اوج و فرود و ضربه بهترین نیست ، بلکه بعد از معنا ، آهنگ و ریتم دارای اهمیت است . انتخاب واژه ها مثل صیقل و جلا دادن بعد از داستان است.

وی با اشاره به علاقه اش به خواندن متون کهن اظهار داشت:  دغدغه این داشتم برخی واژه های فراموش شده را احیاء کنم .

رفیعی با بیان این که داستان کوتاه یکی از عناصر عصر مدرن است متذکر شد: یکی از جاهایی که می توانیم واژه های کهن ودر حال فراموش شدن وحتی برخی واژه های موجود در گویش ها را احیاء و ثبت کنیم، داستان است. جاهایی هم هست که دست و بال آدم آنقدر بسته می شودکه خود نویسنده باید ترکیب و واژه سازی کند این بازی با واژگان و حجم دادن به زبان چیزی بود که من همیشه دوست داشتم .

رفیعی در مورد بهره مندی داستانهای کوتاهش از قصه گفت :برای من قصه مهم بود برای همین داستانها دارای قصه های مفصلی هستند که اغلب سرگذشت است چیزی که در داستان بلند یا رمان می بینیم . می خواستم ببینم چقدر می شود این را در داستان کوتاه آورد .

وی در مورد استفاده از امر شگفت در داستان نیز اظهار داشت: آوردن امر شگفت در داستان مثل راه رفتن روی لبه تیغ است اگر مراقب نباشی به حیطه فانتزی می افتی مثل هری پاتر.

خالق زمستان شغال افزود: بعضی وقتها داستان از امر واقع شروع می شود و می رسد به امر شگفت مثل کارهای کشاورز و نجدی ولی من از همان اول می خواستم امر شگفت را بیاورم .

وی افزود: می خواستم ببینم واکنش انسان امروز در مقابل امر شگفت مثل بازگشت از مرگ چه می تواند باشد و جایگاه باورمندی به امر شگفت ، مقدس و اسطوره مرز بین این ها با اعتقاد به خرافه کجاست  واکنش مردم چقدر فرق می کند .

فرهاد رفیعی متولد سال ۱۳۵۸ در شیراز داستان‌نویس مطرحی است که پیشتر از او مجموعه‌داستان «شب مارهای آبی» منتشر شده بود و حالا با دومین مجموعه‌داستانش عیار دیگری از پختگی در مسیر نویسندگی را تجربه کرده و کسب جایزه و تحسین منتقدان شواهدی بر این مدعاست.

قبل از این که کتاب به چاپ برسد برخی تک داستان هایش در جشنواره ها مطرح شد. تک داستان زمستان شغال جایزه بهرام صادقی را برد . داستانی  با علامت ریاضی بی نهایت  در جشنواره داستان تیرگان برگزیده شد و بعد در مجموعه کتاب تیرگان به اسم در بندان منتشر و هنگام چاپ در مجموعه نامش به بی نهایت تغییر کرد.

ادبیات بال پرواز است از روزمرگی ها و زمینه سازی  برای ساختن جهانی بهتر و خردمندانه تر .

print

برچسب ها:

پاسخی بگذارید