تاریخ: ۱۱:۵۶ :: ۱۳۹۷/۰۷/۰۷
پروژه جدید احمدی نژاد؛ بازگشت به ۸۴ / تحریک طبقه محروم چه سودی برای احمدی نژادی ها دارد؟

مردم و مسئولان سرگرم مسائل مهمی همچون بحران های موجود در عرصه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، امنیتی و ... هستند اما احمدی نژاد به دنبال ماهیگیری از آب گل آلود بوده و قصد دارد یک بار دیگر فضای سیاسی کشور را به سال ۸۴ بازگرداند.

از مردم گرفته تا سیاسیون؛ سر همه گرم است . دغدغه معیشت و نابسامانی های بازار از یک سو و رویدادهای تلخی همچون حمله تروریستی در اهواز از سوی دیگر، فرصتی برای فکر کردن به مسائل سیاسی آن هم از نوع حاشیه ای آن باقی نگذاشته است. به حاشیه رانده شدگان سیاست اما بیکار ننشسته و از همین آشفته بازار سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و … بهره می برند. شاهد این ادعا هم محمود احمدی نژاد است و راهی که در پیش گرفته است.
 کمتر از ۱۰ روز قبل بود که در حصارک معرکه گرفت و از نشانی پول ها  گفت. در لفافه وعده یارانه یک میلیون تومانی داد  و به همان سبک و سیاق خود از عدالت و حق مردم دم زد.
حرف های احمدی نژاد این روزها کمتر جدی گرفته می شود زیرا گمان می شود که او و یاران سینه چاک اش همچون مشایی و بقایی دیگر در ساحت سیاست ایران جای نداشته باشند و  این گونه قیل و قال کردن ها به جایی نرسد. احمدی نژادی ها اما امیدوارتر از این حرف ها بوده و اجازه نمی دهند که این  دادگاه ها، حکم ها، زندان های و اعتصاب غذاهای اخیر آنان را از مسیر سیاست ورزی خود منحرف کند. همین است که شاهدیم رئیس دولت نهم و دهم در حالی که نه امیدی به تایید صلاحیت و بازگشت به قدرت دارد و  نه سربازی برایش باقی مانده؛ به جای عقب نشینی، سکوت و کناره گیری از سیاست به تعریف پروژه ای جدید و احیای جریان خود فکر کند.
پروژه احمدی نژاد
احمدی نژاد هیچ حرف تازه ای ندارد و هنوز هم همان حرف های سال ۸۴ را می زند. به نظر می رسد که هدفش نیز بازگشت به فضای سیاسی همان سال و شروع دوباره باشد. احمدی نژادی ها اگرچه در عرصه ماوراء نیز ادعاهایی داشتند اما ابزاری برای سفر در زمان و بازگشت به گذشته ندارند لذا ناگزیر شده اند که طی اقداماتی فضای سیاسی آن سال را از نو بسازند. از سخنرانی ها و پیام های ویدئویی گرفته تا شو دیدنی مشایی در دادگاه و بقایی در زندان؛ همه و همه تاکتیک های آنان برای بازگرداندن فضای ذهنی جامعه به همان جایی است که سال ۸۴ بود.
مقابله با احمدی نژادی ها و ممانعت از ماهیگیری آنان از آب گل آلود فعلی راهی ندارد غیر از توجه به رویه و پروژه جدید آنان. پروژه که اگر آن را  «بازگشت به ۸۴»  نامیده باشیم تشریح نمی شود مگر با یک فلش بک به  ۸۴٫ درست همان سالی که در نتیجه هشت سال حکمرانی اصلاح طلبانه سید محمد خاتمی«توسعه سیاسی» به دغدغه اصلی جامعه بدل شده و همگان به دنبال رشد دموکراسی و باز شدن فضای فرهنگی و اجتماعی بودند. این خواست عموم بود و کارگر و قشر مرفه در مورد آن اتفاق نظر داشتند. احمدی نژاد هم این را خوب می دانست و هم اینکه در چنین فضایی شانس پیروزی ندارد. از همین رو دست به تغییر فضا زد و بازی سیاست را از عرصه علوم سیاسی به عرصه جامعه شناسی کشاند.
وعده وعیدها و شعارهای انتخاباتی احمدی نژاد اولین گام برای جداسازی طبقات اجتماعی از یکدیگر بود. از عدالت محوری و حق طلبی می گفت و به صورت ضمنی طبقه کارگر و به قول مارکس پرولتاریا را علیه بورژوازی می شوراند. فقط همین نبود و مشاهده کردیم که چطور جریان رقیب خود یعنی اصلاح طلبان را به عنوان نماد بورژوازی معرفی کرد. شورش طبقاتی احمدی نژاد رقم خورد و حاصل آن پیروزی رئیس جمهوری بود که با پرداخت یارانه نقدی و دیگر سیاست های خود ضربه مهلکی به اقتصاد و بازار آزاد زد.
حاصل این شیوه کشورداری اما با آنچه که مردم می خواستند و انتظار داشتند فاصله قابل توجهی داشت و احمدی نژاد به زحمت توانست هشت سال رئیس جمهور بماند.
عزم بازگشت
احمدی نژاد نتوانست از پس اداره کشور به خوبی برآمده و خاطره خوشی از خود به جای گذارد. در سال های آخر دولت خود حتی حمایت اصولگرایان را از دست داده و به یک رئیس جمهور منزوی تبدیل شده بود. همین وضعیت باعث شد که حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ زمین بازی را تغییر داده و از پروژه ای ملی برای رای آوری بهره گیرد. روحانی مذاکرات هسته ای و سیاست خارجی را به عنوان اصلی ترین پروژه دولت خود معرفی کرد و تا همین امروز نیز از آن کوتاه نیامده است. او با این تاکتیک توانست یک بار دیگر طبقه کارگر، طبقه متوسط و قشر مرفه و ثروتمند جامعه را در کنار هم قرار داده و آن مرزبندی های محصول احمدی نژاد را کم رنگ کند. روحانی نیز همچون هر رئیس جمهور دیگری در کشورداری کاستی های قابل توجهی داشت و دارد. او در دولت دوم خود با بحران های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی نیز مواجه شده و روزهای سختی را می گذراند. این روزها اما فقط برای روحانی و همکارانش در دولت دوازدهم سخت نیست. آن ها همچنان اصرار دارند که از طریق حل و فصل مسائل سیاست خارجی راه حل مناسبی برای بهبود وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم بیابند و کم توجهی عامدانه آنان به مسائل اقتصادی و اجتماعی فرصت بی نظیری به مخالفان دولت داده است.
روشن است که احمدی نژادی ها به عنوان یکی از اصلی ترین گروه های مخالف روحانی حاضر به از دست دادن این فرصت نیستند. بعد از آن فرمایشات مقام معظم رهبری در مورد ادامه فعالیت دولت امیدی به سقوط دولت روحانی ندارند اما از حالا برای فردای دولت دوزادهم برنامه ریزی می کنند. احمدی نژاد و همفکرانش می دانند که برای پیروزی در این مسابقه سیاسی تنها یک راه دارند و آن استفاده از همان شیوه قبلی است.
یارکشی به سبک احمدی نژاد
محمود احمدی نژاد و یارانش در ماه های گذشته هیچ فرصت و تریبونی را برای تحریک طبقه کارگر از دست نداده اند. چنانچه برخی از سیاسیون معتقد اند احمدی نژاد میخواهد رهبری اپوزیسیون را به دست گیرد.
به گفته تحلیلگران سیاسی و اقتصای بخش عمده ای از بار گناه بروز بحران فعلی بر دوش احمدی نژادی ها است اما آن ها رسم ندارد که خطاهای خود را پذیرفته و حداقل عذرخواهی کنند. شرایط بحرانی در اقتصاد کشور تاب و توان طبقه کارگر را بریده و احمدی نژادی ها که خود در ایجاد این زخم کم تقصیر نداشته بر زخم آنان نمک می پاشند. دستاوردشان از این کار قطعا شکل دادن دوگانه دیگری میان قشر محروم و قشر مرفه است. آنجا که می گوید نشانی پول ها را می داند در حقیقت این طبقه ضربه خورده از شرایط اقتصادی موجود را مهیای رویارویی با طبقه مفسد، پولدار و البته قدرتمند می کند. طبقه و افرادی که احمدی نژاد وعده ارائه نشانی آن ها می دهد حتما از میان رقبای سیاسی او هستند.
خط کشی میان طبقات اجتماعی در حقیقت نوعی یارکشی سیاسی به سبک احمدی نژاد است. او بار دیگر از کلید واژه هایی همچون عدالت و حق مردم استفاده می کند تا طبقه محروم و بیشتر آسیب دیده جامعه را علیه حکمرانان فعلی تحریک کند. حکمرانانی که رقبا و موانع اصلی او در مسیر بازگشت به قدرت هستند. هدف او تنها قوه مجریه و دولت روحانی نیز نیست. خیال احمدی نژاد راحت است که روحانی نمی تواند برای سومین بار رئیس جمهور شود اما هنوز هم نگران رای آوری اصلاح طلبان است. وجه تفاوت وضعیت فعلی با سال ۸۴ برای احمدی نژاد از دست دادن حمایت اصولگرایان است و برای همین شاهدیم که در بازی جدید خود به آنان نیز رحم نمی کند. احمدی نژاد در ماه های گذشته بی پروا و بی پرده برادران لاریجانی را هدف گرفته است. از قوه قضاییه تا مقننه علیه همه سخن می گوید و وعده افشاگری می دهد. به این ترتیب خود را در پرچمدار حمایت از محرومان معرفی کرده و برای مبارزه با مفسدان و ظالمان مفروض خود اعلام آمادگی می کند.
آنتی احمدی نژاد
حال که دولت روحانی همه تلاش خود را به کار گرفته تا با پیگری پروژه خود در عرصه سیاست خارجی مشکلات را حل و فصل کند، باید از او حمایت کرد و اجازه نداد که فرصت طلبان با حرف های پرشور و عوام فریبانه یک بار دیگر منافع مشترک طبقات مختلف اجتماعی را کم رنگ کرده و موجب انفصال این طبقات و کینه پراکنی میان آنان شوند.
سلاح همیشگی این طیف رفتارهای پوپولیستی و تحت تاثیر قرار دادن عامه مردم است. با همین شیوه توانسته بود، بیشترین رای را از طبقه کار و روستاها و شهرهای کوچک تر بگیرد. دولت روحانی برای تعدیل فضا و ادامه کار خود و جریان های اصلاح طلب و اصولگرا نیز برای مهار خطر ظهور دوباره این طیف و بسترسازی برای پیروزی در انتخابات آتی راهی غیر از مقابله با این شیوه ندارند. مقابله با پوپولیسم ساده نیست اما غیر ممکن نیز نمی تواند باشد. گفت وگو با مردم و برقراری دیالوگ خاصه با طبقه کارگر می تواند در این مرحله موثر افتد. روشنگری و شفاف سازی در تغییر ذهنیت مردم نقش بسزایی دارد و مانع از به ثمر رسیدن اقدامات پوپولیسیتی شود.
منبع:نامه نیوز

پاسخی بگذارید