تاریخ : دوشنبه, ۱۶ شهریور , ۱۴۰۵ Monday, 7 September , 2026

اخبار ویژه

ورزش یکی از شاخص های مهم توسعه است رونق شیرین صادرات خرمالو از آستارا یارانه بنزین، به نام چه کسی؟ به کام چه کسی؟ افزایش ۱۷ درصدی صادرات کالا از مازندران هیچ کلاس درسی بدون معلم نیست سیلی تلخ؛ تصویر یک دولت نظامی تولید الکل تا اطلاع ثانوی نیازمند دریافت مجوز از وزارت صنعت نیست رؤیایی که کابوس شد گیر کردن پای کارگر در میکسر بچینگ! فروش سکه‌های تقلبی توسط زوج کلاهبردار زوایای پنهان بودجه ۱۴۰۰ توزیع کالای اساسی با کد ملی برای کنترل بازار رشد ۱۸ درصدی سپرده‌های بلندمدت در ۱۲ ماه نانوایی‌های بابل زیر ذره بین با ارزش ترین صنایع بورس در ۶۰ روز ابتدایی سال ۹۷ قول توسعه زیرساختهای درمانی خشرودپی بابل رئیس جمهور به زودی به مازندران سفر می کند حضور بازیکن داماش در تیم ملی فوتبال امید محرومیت‌های شدید برای صادرکنندگان چک برگشتی/ کوچ کارگران مهاجر از بازار مسکن تصویب معافیت ۴ درصدی مالیات علی‌الحساب واردات بیش از ۲۲ هزار تن گوشت سفید در راه است نرخ جریمه وجه التزام در قراردادهای بانکی چقدر است؟ رشد منابع بانک شهر حاصل تقویت اعتماد عمومی

کد شما در این بخش
0

زن مطلقه گرفتار شد

  • کد خبر : 10912
  • 04 آذر 1397 - 20:16

بدون توجه به این که با چه کسی سخن می گویم طبق معمول سفره دلم را برای همه باز می کردم و عاقبت همین مسئله باعث شد تا اسیر دو جوان هوسباز شدم.

این اخلاق زشت طوری در وجودم ریشه دوانده بود که حتی در مراسم ترحیم یا جشن های شادی و حتی در دور همی ها به بیان ریز و درشت ماجراهای زندگی ام می پرداختم تا این که همین اعتمادهای بی جا مرا به چنگ دو جوان شیطان صفت انداخت و …

زن ۴۰ ساله در حالی که از دستگیری متهمان پرونده اش خوشحال شده بود پس از آن که به سوالات تخصصی افسر پرونده در اداره  جنایی پلیس آگاهی پاسخ داد به تشریح چگونگی وقوع حادثه  پرداخت و گفت: پدر و مادرم در یکی از شهرستان ها زندگی می کنند اما من وقتی از همسرم جدا شدم نزد خانواده ام نرفتم چرا که نمی خواستم سربار آن ها باشم یا آن ها با دیدن وضعیت متلاشی شده زندگی من، آرامش خودشان را از دست بدهند؛ این بود که تصمیم گرفتم با اجاره منزلی به طور مستقل زندگی کنم و با کار در بیرون از منزل به تامین هزینه های زندگی بپردازم.

اگرچه از این گونه زندگی احساس رضایت نمی کردم و از تنهایی رنج می بردم اما باز هم از این که آسایش خانواده ام را به هم نریختم خوشحال بودم. روزها به همین ترتیب سپری می شد تا این که چند مه پیش تصمیم گرفتم برای خرید لوازم زندگی به مراکز تجاری در مرکز شهر بروم.

کنار خیابان منتظر تاکسی بودم که پرایدی مقابلم توقف کرد من هم بدون توجه به هشدارهای پلیسی که در رسانه ها بیان می شود بلافاصله سوار پراید شدم ومقصدم را اعلام کردم اما در بین راه ترافیک سنگین بود و راننده جوان مرا از میان کوچه پس کوچه های شهر به مقصد رساند. من که از این اقدام راننده هیجان زده شده بودم بدون توجه به این که با چه کسی سخن می گویم طبق معمول سفره دلم را باز کردم و بسیاری از مشکلات زندگی ام را برای راننده جوان بازگو کردم او نیز که به ظاهر با من همدردی می کرد شماره تلفن همراهش را به من داد تا هنگام بازگشت از خرید دوباره مرا به مقصد برساند. من هم که خیلی راحت به او اعتماد کرده بودم شماره تلفنم را در اختیارش گذاشتم و از خودرو پیاده شدم و پس از آن که خریدهایم به پایان رسید با آن راننده ناشناس تماس گرفتم و در اطراف یکی از مراکز تجاری قرار گذاشتم.

اما دقایقی بعد وقتی به سمت پراید رفتم دیدم جوان دیگری نیز داخل خودرو نشسته است ابتدا از سوار شدن به خودرو امتناع کردم اما راننده گفت: او هم مسافر است ولی اول شما را به مقصد می رسانم. هوا تاریک بود که به سمت خانه حرکت کردیم اما در مسیر، راننده با نگاه های شیطانی جملات شرم آوری را بر زبان راند من هم که ترسیده بودم به دروغ گفتم که نامزد دارم ولی او اصرار داشت که دروغ می گویم که در نهایت وقتی به مکان خلوتی رسید ناگهان فردی که در صندلی جلو نشسته بود با تهدید چاقو مرا به سکوت وادار کرد و آن ها به آزار و اذیت من پرداختند حالا هم اگرچه از دستگیری دو جوان شیطان Evil صفت خوشحالم اما کاش به هشدارهای پلیس توجه می کردم تا این گونه…

منبع:رکنا

لینک کوتاه : https://eghtesadgostareshomal.ir/?p=10912
کد شما در این بخش

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.