تاریخ : چهارشنبه, ۱۱ شهریور , ۱۴۰۵ Wednesday, 2 September , 2026

اخبار ویژه

هزینه ۱۰۰ میلیارد تومانی گزش سگ‌ در مازندران رسانه‌ها و فعالان مجازی چشم بینا و ناظر جامعه در مبارزه با کرونا هستند قیمت خودرو در بازار آزاد در دوم اسفند ۱۴۰۰ افشاگری جنجالی میهمانی شبانه ورزشکاران مشهور! بیمه بیکاری به کدام کارگران تعلق نمی‌گیرد؟ مشکلات صادرات فلفل دلمه‌ به روسیه همچنان پابرجاست پایه های جدید مالیاتی چقدر درآمدزاست؟ تابستان ۹۸ آمد، از پرداخت سود سهام عدالت مجامع ۹۶ برخی مشمولان خبری نشد سامانه نوبت‌دهی واکسن کرونا برای خبرنگاران باز شد شالیکاری در مازندران آغاز شد ۱۰ هزار تن گندم مازاد در ساری از کشاورزان خریداری شد گفته ایم سخت نگیرند دلار ۴۲۰۰ تومانی در سفره مردم ۵۰ هزارتومان! سکه ۱۱ میلیون و ۷۵۰ هزار تومان شد ماه رمضان ترکمن ها/ مختومقلی و سیلاب جنجال فحاشی به عربستانی‌ها مسئولان نقاط ضعف را شناسایی و پیگیری کنند اعطای سهام عدالت به جاماندگان مشروط شد چرا طرح سالم سازی سواحل دریا موفق نیست کابوس سگ‌های ولگرد در کوچه‌ پس‌ کوچه‌های مازندران پرداخت ۹۳ درصد از مطالبات گندمکاران مازندرانی بُرج‌سازی ۵۰ طبقه در مرکز و شرق مازندران مجوز گرفت حکم اعدام مرد خیاط شکست

کد شما در این بخش
0

ماجرای قتل شقایق در آسانسور

  • کد خبر : 30073
  • 04 سپتامبر 2019 - 1:53
ماجرای قتل شقایق در آسانسور

مرد تهرانی که دختر جوان را در آسانسور مورد آزار و اذیت قرار داده بود، وی اول دختر را کشت .

سرویس حوادث اقتصاد گستر شمال، مرد تهرانی به دختر جوان در آسانسور آزار و اذیت کرد، وی اول دختر را کشت و سپس کار کثیف خود را انجام داد. این اتفاق تلخ در برج شهرک نفت در شمال غرب تهران رخ داد.

زنی جوان با پلیس ۱۱۰تهران بزرگ تماس گرفت و گفت جنازه ای در برج…. شهرک نفت رها شده است. سپس افسران کلانتری ۱۴۰باغ فیض به سرعت دست به کار شدند و به برج موردن نظر رفتند. آنان با دیدن جسد دختری که سر و صورتش زخمی بود ماجرا را با کشیک وقت دادسرای ناحیه ۲۷ در میان گذاشتند.

بدین ترتیب بازپرس «حسین روشن» و پلیس دایره دهم آگاهی مرکز، رسیدگی قضایی – پلیسی به پرونده را در دستور کارشان قرار دادند و جنازه به پزشکیقانونی فرستاده شد.

شقایق دختر تهرانی در دام فروشنده سوپر مارکت

کارآگاهان در نخستین گام به بررسی دقیق فیلم دوربین های مداربسته برج پرداختند و مشخص شد شقایق دختر نگون بخت، ساعت ۱۱ و ۲۰ دقیقه همان روز به همراه مرد ۳۰ ساله ای وارد آن جا شده بود. با افشای این موضوع، ساکنان برج نیز فیلم دوربین های مداربسته را دیدند و «رضا- ح» را شناسایی کردند. این مرد ۳۰ ساله چندی پیش در برج، سرایداری می کرد اما فعالیتش، تداوم نداشت. پلیس در ادامه تحقیق میدانی پی برد «رضا» در یک فروشگاه موادغذایی در دره «فرحزاد» کارگری می کند و شبها، نگهبان یک فروشگاه دیگر در «مجیدیه» است.

با شناسایی محل کار متهم فراری و کنترل نامحسوس، سرانجام وی در «مجیدیه» ردیابی و دستگیر شد. «رضا» که در بازجویی مقدماتی، خود را بی گناه می خواند با دیدن فیلم دوربین مداربسته برج، اعتراف تلخی کرد و گفت که یک دختر تنها برای پرسیدن آدرس شرکت کاریابی به سوپرمارکتی که در آن کار می کردم آمد. شرکت کاریابی، روبه روی سوپرمارکت بود و آدرس را به او دادم. چند دقیقه بعد همان دختر خوش برخورد از شرکت خارج شد و دوباره به سوپرمارکت آمد.

متهم در ادامه بازجویی گفت: دختر تنها از بیکاری گلایه می کرد که به یاد یکی از بستگانم افتادم که به دنبال خدمتکار بود. به آن دختر، پیشنهاد کار در یکی از برج های شهرک نفت را دادم و با هم به راه افتادیم. در برج، موضوع را به فامیلم گفتم اما جواب مثبت نداد.

می خواستم در پارکینگ ۳ به دختر جوان تجاوز کنم

رضا ادامه داد: به همراه آن دختر، سوار آسانسور شده بودیم که ناگهان اسیر وسوسه شیطانی شدم و به جای آنکه دکمه همکف را بزنم، منفی سه را فشردم. دختر بدبخت که از نقشه من باخبر شده بود داد

و بیداد کرد و درگیر شدیم. من سر او را محکم به بدنه آسانسور زدم که بیهوش شد و روی زمین افتاد. در حالی که به شدت ترسیده بودم چند ضربه دیگر به سر او زدم. پس از اطمینان از مرگش به سرعت فرار کردم اما …

پرونده در شعبه سوم بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران تحت رسیدگی قضایی قرار گرفت و مرد جنایتکار با صدور بازداشت موقت، زندانیشد.

به دنبال بازسازی صحنه جرم، کیفرخواست صادر و به شعبه ۱۱۳ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در نشست رسیدگی به این ماجرا که به ریاست قاضی «محمدی کشکولی» و با حضور چهار مستشار تشکیل شد ابتدا روشن- نماینده دادستان- کیفرخواست را خواند. سپس خانواده داغدار در جایگاه ویژه ایستاد و برای «رضا» اشد مجازات خواست. نوبت دفاع به مرد عصیانگر که رسید یک بار دیگر جنایت را گردن گرفت: «وقتی دختر جوان به همراه من سوار آسانسور شد چشمش به کیف پولی افتاد که در دست من بود.

او از من مقداری پول خواست تا خرج زندگی اش کند. با شنیدن آن تقاضا، حرف هایی زدم که منجر به سوءتفاهم و ناراحتی دختر جویای کار شد. من اما قصد آزار او را نداشتم. در پایان این نشست، هیات قضایی با اعلام تنفس وارد شور شد تا رای صادر کند.

رکنا

لینک کوتاه : https://eghtesadgostareshomal.ir/?p=30073
کد شما در این بخش

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.