تاریخ: 6:08 :: 2021/07/12
پاسداشت “م. مؤید” مردی از تبار قلم در گیلان

محمد حسین مهدوی(م.مؤید) مردی از تبار قلم در پاسداشت حرمت قلم، و به همت نهاد کتابخانه های عمومی کشور به صورت مجازی در گیلان تجلیل شد.

محمدحسین مهدوی (م. مؤید) هفتم تیر ماه ۱۳۲۲ در نجف در خانواده‌ای اهل شعر و ادبیات، از پدری لاهیجی و مادری رودسری به دنیا آمد و از پدرش (آیت الله حاج شیخ محمد مهدوی لاهیجی) دیوان شعری به یادگار مانده است.
مؤید در سال ۱۳۸۲ برای کتابش با عنوان “گلی اما آفتابگردان” موفق به دریافت جایزه نخست کتاب سال شعر ایران از سوی معتبرترین جایزه  غیر دولتی شعر ایران ( کارنامه) شد.

کاش جوانان از گذشته قهر نکنند!

مؤید در این مراسم مجازی ضمن ابراز خرسندی از برنامه تبار قلم به همت نهاد یاد شده گفت: خوشحالم در این جهان ناپایدار در زیر فشار ستم های بیکران انسانی که اینک دیگر خود را خدا می داند تبار قلم را رقم زدند و به من ، کتاب و کتاب خوانی توجه کردند.
وی یادآور شد: کودکی من در نجف با کتاب گذشت چون در خانه ما تنها چیزی که فراوان بود کتاب بود و من با کتاب بازی می کردم و ای کاش! حالا هم چنین بود و این جدایی وحشتناک بین جوانان و کتاب بوجود نمی آمد.
مؤید ادامه داد: ای کاش!جوانان از گذشته قهر نکنند ،به متن ها توجه داشته باشند و از این دستگاه نامیمون (موبایل) گریز داشته باشند و نگذارند جای کتاب را بگیرد .
وی از نسل نو خواست به چفت و بست و موسیقی کلمات اهتمام داشته باشند تا افق ها به سوی خواندن و دریافت داشتن و بازده داشتن باز شود.
م. مؤید که مهر  ماه ۱۳۹۵ از سید عباس صالحی وزیر وقت ارشاد و فرهنگ اسلامی، به پاس سال ها فعالیت ادبی‌اش نشان درجه یک هنری دریافت کرد؛مجموعه شعرهای مگر با لبخند ماه، گلی اما آفتابگردان، تو کجاست؟، سیماب‌های سیمین، پروانه بی‌خویشی من، بی‌خوانش پرندگان، نرگس هنوز، سه بار می‌گویم گل سرخ، دستاس هنوز می‌چرخد، پندار آبی، به سپیدی تاج محل، درخشش شبانه سیب سیاه، غزلواره‌های هزار، آوند، ساعت هنوز گل سرخ است و مجموعه نثر حسین علی تاکنون از  مؤید به چاپ رسیده است.

تبار قلم شاخصه اقتدار فرهنگی

مدیر کل کتابخانه های عمومی گیلان در این مراسم مجازی گفت: برگزاری ویژه‌برنامه «از تبار قلم» در ادامه رویکرد نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور در توجه به اهمیت و ارج‌ گزاری به نویسندگان و اهالی فرهیخته دانش و نخبگان کشور به عنوان یکی از شاخص‌های اقتدار فرهنگی برگزار می‌شود؛ رویکردی که پیش از این با برگزاری برنامه‌هایی چون «چهل قلم» و «راویان بالندگی» مورد توجه این نهاد بوده است.
پریسا کرمی افزود: نهاد کتابخانه های عمومی در کنار ترویج فرهنگ کتابخوانی دغدغه پاسداشت و معرفی مفاخر را دارد تا الگویی برای نسل نو باشد و آنان را به داشته ها و هویت خویش آگاه سازد.
وی با اشاره به اجرای برنامه هایی چون چهل قلم ،راویان بالندگی و هدهد سفید گفت: اجرای چنین برنامه هایی و همچنین ایجاد محافل ادبی اولویت این نهاد است تا با هم افزایی مجموعه های فرهنگی گامی مثمر در حوزه ترویج فرهنگ کتاب و کتاب خوانی و همچنین ارج نهادن به داشته های فرهنگی خویش داشته باشیم.
کرمی اظهار داشت:برگزاری ویژه برنامه مجازی سراسری «از تبار قلم» در راستای تجلیل از خدمات ارزنده فرهنگی مفاخر است که این بار نوبت به تجلیل از استاد محمد حسین مهدوی(م. مؤید) به میزبانی اداره کل کتابخانه های عمومی استان گیلان رسیده است.
کرمی گفت:  طبق اعلام دبیرخانه برگزاری ویژه برنامه «از تبار قلم» ،از جمله معیارهای انتخاب نویسندگان در این محفل دارا بودن شاخص‌هایی چون تعداد تألیفات ارزشمند و تاثیرگذار در حوزه موضوعی، دارا بودن ویژگی‌های برتر آثار منتشره از نویسندگان در پنج سال گذشته، استقبال عمومی از تالیفات نویسنده و همچنین داشتن تناسب و ویژگی‌های لازم برای خرید و ارائه آثار در کتابخانه‌های عمومی استان است.

م.  مؤید ادبیات فارسی را با حضور در مدرسه ایرانیان عراق فرا گرفت و از چهارده سالگی به سرودن شعر پرداخت. وی نخستین بار شعر خود را در انجمن ادبی «خوشه» چاپ کرد و بعد، آثار بیشتری از او در جزوه شعر و همچنین مجله فردوسی در طول سال‌های دهه چهل انتشار یافت.
اسماعیل نوری علا در کتاب «صور و اسباب شعر» خود،  شعر م.  مؤید را  به لحاظ سبک شعر به جریان شعری موج نو و شعر حجم متعلق می‌داند. او همچنین عضو نخستین کانون نویسندگان ایران بود که به همت جلال آل احمد تأسیس شد و در آن شاعران و نویسندگان دیگری چون محمد علی سپانلو، سیمین دانشور، رضا براهنی و دیگران حضور داشتند. احمید میر احسان از منتقدان برجسته ادبیات علاوه بر نگارش مقالات متعدد در نقد و ستایش شعر موید وی را شاعر آوانگارد شیعه خوانده است .

 

 زندگی نامه خود نوشت م. مؤید
سایه اولی بود آن سایه/بام سیب بود آنجا که من در آن زاده شدم، هفت تیر ۱۳۲۲/نجف اشرف. زادگاهم گاهواره هارمونیک از تابش و آوا و آوانوشت بود/کتابخانه پدر مهد کودکی ام بود/نواخت چشم بود/پدر ایرانی روحانی و مادر زار از ستم بارگی جهان و سیاه پوش همیشه. /موسیقی خوابگاهم در سکوت نیمه شبان ترنم‌های محرمانه بود/پدر نیایش می‌کرد/گاهی از تن هموار و آبی ترنم‌ها دریا باری از صدای کلام و چرخش فروچگان اشک بر می‌آمد و چنان بالا می‌گرفت که صدای فروچگان آن را می‌شنیدم. /
تا سیکل اول دبیرستان آنجا بودم. ایرانیان، دبستان و دبیرستان به نام علوی ایرانیان داشتند و من از آنجا داد و ستد کلمات را آغار کردم/و همین نام علوی ایرانیان کار خودش را کرد/پس آنگاه به ایران آمدم، به لاهیجان و تا کنون در آن به سر می‌برم، مگر یازده سال که اینجا و آنجا بودم؛ به ماموریتهای اداری یا تحصیل دانشگاهی که در اصفهان سپری شد. /
از آنجا/از بام سیب، شگرف. شگفتی واژه گلنار شد و کمی ماه آغاز شد/در صحن امیر مؤمنان پدر شگفتی را با با…(روشنی طلعت تو ماه ندارد) سریان فرمود/و گام به گام دست دل و جانم را می‌گرفت: کاری به کار چیزهای دیگر نداشته باش. حرفهایش به کنار سلاست گفتارش را بگیر. / ایرج میرزا می‌گفت/و به همین سان/نشریات ایرانی به وفور می‌رسیدند/آنگاه نیما دریافت شد و دیگران/که فرزندان ناخلفش از فرزندان خلفش خلف تر بودند/و آنجا هم نازک الملایکه بود و نزار قبانی و شعر ترجمه/به ایران که رسیدم می‌دانستم سرایش دارم/شاملو و فروغ به بسیاری و شاملو و احمدی به شدت حضور داشتند/و من این شدم که نیست.
اما همچنان نشان طعم گندم، دامن مرا گرفته‌است و من هم چنان دچار می‌نوازم …

print

پاسخی بگذارید