تاریخ : پنجشنبه, ۳۰ مهر , ۱۴۰۵ Thursday, 22 October , 2026

اخبار ویژه

واپسین گام‌های دولت برای تکمیل نیروه‌گاه زباله‌سوز ساری کالای انبارهای ثبت نشده در سامانه جامع قاچاق محسوب می‌شود رکورد عملیات دریایی در بندر نوشهر شکسته شد دلار ۲۵ هزار و ۷۴۵ تومان است وضعیت سبد سهام عدالت در ۱۷ دی بیمارستانی که امکانات ندارد قیمت روز خودرو‌های داخلی ۱۴ فروردین ۱۴۰۲ ماجرای قیمت‌گذاری خودرو در شورای رقابت به کجا رسید؟ رد کلیات بودجه بعد از تغییرات گسترده در کمیسیون تلفیق ارسال لایحه CFT برای بررسی به مجمع تشخیص مصلحت نظام تامین ذخایر کالا‌های اساسی تا سه ماه آینده در مازندران راه اندازی اندیشکده حکمرانی و قانونگذاری مجلس در مازندران کوتاه شدن دست ساحل خواران از سواحل خزر در گلستان افزایش نرخ سکه و طلا در بازار؛ سکه ۱۱ میلیون و ۸۵۰ هزار تومان شد پوشش بیمه در بخش کشاورزی مازندران ۳۵ درصد افزایش یافت بهره گیری از سامانه های هوشمند برای نظارت بر فعالیت کارتخوان ها «امید محبی» مدیرکل سرمایه انسانی وزارت کشور شد کاهش ۲۴ درصدی تعداد چک‌های برگشتی فال روزانه شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۷ متن بودجه سال ۱۳۹۹ کل کشور مصدق برای چه کسانی خوشایند نیست؟ خرید تضمینی گندم در مازندران از مرز ۱۰۰ هزار تن گذشت ریسک‌های کارت اعتباری

کد شما در این بخش
♥3

جلاد شاه هم دموکراسی‌خواه شد!

  • کد خبر : 72693
  • 24 بهمن 1401 - 9:28
جلاد شاه هم دموکراسی‌خواه شد!

موجودی که در میانه تصویر می‌بینید، شاید برای جوانان امروز ناشناخته باشد، اما برای نسل انقلاب یا تاریخ‌پژوهان معاصر، پدیده‌ای آشناست.

به گزارش اقتصاد گستر شمال،او از تیره بهائیان سنگسرِ سمنان است، چون هژبر یزدانی. خودش می‌گوید بی دین است، بعید هم نیست، چون از مرام عباس افندی تا بی دینی.
راهی نیست.
او در دوره مسئولیت خود در ساواک، و به ویژه اداره سوم، معتقد بود که مردم ایران لایق دموکراسی نیستند و برقرار شدن آن تنها دست ما را می‌بندد، هم از این روی، هر کس از «بودنِ» خود سخن می‌کرد، به دستور او به آپولو و داغ و درفش رهنمون می‌شد!

او در کمیته مشترک، از شنیدن صدای ناله و فریاد شکنجه شوندگان لذت می‌برد و سر حال می‌آمد! این را شلاق به دستانش می‌گفتند. از همین طریق هم چنان قاپ شاه را دزدید، که به او اختیار داده بود که تلفن‌های هر کس، از جمله مافوق خود نعمت‌الله نصیری را کنترل کند.
او هر از گاه نویسندگانی، چون جلال آل احمد را می‌خواست و به آن‌ها می‌گفت: «اگر در جاده، یک مرتبه احساس کردید که ترمز ماشین‌تان کار نمی‌کند، یاد قلمفرسایی‌های خود بیفتید! تازه در آن زمان هم خودمان یک دسته گل روی قبرتان می‌گذاریم و اجازه شهیدنمایی نمی‌دهیم…!» (این‌ها در یادداشت‌های جلال هست).
او حتی در روز‌های اوجگیری انقلاب هم، «مشت آهنین» را چاره کار می‌دانست و در پاسخ به نگرانی از نهاد‌های حقوق بشری جهان می‌گفت: «به جهنم، هر چه می‌خواهند بگویند»!
او هنگامی که دریافت دیگر ارباب او را نمی‌خواهد، خانه مجلل خود در شهرک غرب را به یکی از سفرای خارجی فروخت و خانه مجلل‌تری در سانفرانسیسکوی امریکا خرید و از ایران گریخت.
او از آن تاریخ، به تجارت ساختمانی مشغول است و بعید است که داد و ستد اطلاعاتی و حتی عملی خود را، با سرویس‌های امریکا، انگلیس و اسرائیل وانهاده باشد.
او «پرویز ثابتی» است که دیروز پس از ۴۴ سال و به گمان آفتابی شدن هوا و البته از سر نابخردی، از لانه خود بیرون زده است! بیش از این کلمات را خرج او کردن، توهین به زبان فاخر فارسی است!

لینک کوتاه : https://eghtesadgostareshomal.ir/?p=72693
کد شما در این بخش

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.