تاریخ : یکشنبه, ۱۵ شهریور , ۱۴۰۵ Sunday, 6 September , 2026

اخبار ویژه

لایروبی خروجی گرگان رود قاضی قلابی در ساری دستگیر شد طرح کالا برگ در روزهای آتی اجرا می شود افزایش نسبی دما در نوار شمالی کشور خرید تضمینی گندم در مازندران به مرز ۸۰ هزار تن رسید استقرار نظام هوشمند مالیاتی/ روابط چهره به چهره حذف می‌شود سهمیه بنزین آذر واریز شد + جدول اجرای عدالت مالیاتی یا دست در جیب مردم؟ برای کسب سهمیه جهانی تلاش می کنیم استاندار: ایجاد اشتغال پایدار مهم‌ترین ماموریت اقتصادی مدیران در مازندران است تغییر ساعت کار ستاد و شعب بانک ایران زمین در استان تهران ابلاغ مصوبه بسته حمایتی کمک به تأمین مسکن زنان سرپرست خانوار انجام ۹۰ درصد تراکنش‌های شاپرکی از طریق کارتخوان‌ها تیغ ‌ فتاح بر چهره سیاسیون بودجه براساس راه تحقق برنامه های کشور تدوین می شود رد پای گرانی میوه زندگی در کویر رونالدو برنده‌ی توپ طلای ۲۰۱۸ می شود؟ پایان طلسم توقف طرح‌های نیمه‌تمام بهشهر آهنگری که سوخت پیشرفت آزاد راه تهران- شمال به ۸۰ درصد رسید امتیاز جدید بانک‌ها برای ایران خودرو و سایپا سوء استفاده از کارت بازرگانی در مازندران تکذیب شد

کد شما در این بخش
1

جلاد شاه هم دموکراسی‌خواه شد!

  • کد خبر : 72693
  • 24 بهمن 1401 - 9:28
جلاد شاه هم دموکراسی‌خواه شد!

موجودی که در میانه تصویر می‌بینید، شاید برای جوانان امروز ناشناخته باشد، اما برای نسل انقلاب یا تاریخ‌پژوهان معاصر، پدیده‌ای آشناست.

به گزارش اقتصاد گستر شمال،او از تیره بهائیان سنگسرِ سمنان است، چون هژبر یزدانی. خودش می‌گوید بی دین است، بعید هم نیست، چون از مرام عباس افندی تا بی دینی.
راهی نیست.
او در دوره مسئولیت خود در ساواک، و به ویژه اداره سوم، معتقد بود که مردم ایران لایق دموکراسی نیستند و برقرار شدن آن تنها دست ما را می‌بندد، هم از این روی، هر کس از «بودنِ» خود سخن می‌کرد، به دستور او به آپولو و داغ و درفش رهنمون می‌شد!

او در کمیته مشترک، از شنیدن صدای ناله و فریاد شکنجه شوندگان لذت می‌برد و سر حال می‌آمد! این را شلاق به دستانش می‌گفتند. از همین طریق هم چنان قاپ شاه را دزدید، که به او اختیار داده بود که تلفن‌های هر کس، از جمله مافوق خود نعمت‌الله نصیری را کنترل کند.
او هر از گاه نویسندگانی، چون جلال آل احمد را می‌خواست و به آن‌ها می‌گفت: «اگر در جاده، یک مرتبه احساس کردید که ترمز ماشین‌تان کار نمی‌کند، یاد قلمفرسایی‌های خود بیفتید! تازه در آن زمان هم خودمان یک دسته گل روی قبرتان می‌گذاریم و اجازه شهیدنمایی نمی‌دهیم…!» (این‌ها در یادداشت‌های جلال هست).
او حتی در روز‌های اوجگیری انقلاب هم، «مشت آهنین» را چاره کار می‌دانست و در پاسخ به نگرانی از نهاد‌های حقوق بشری جهان می‌گفت: «به جهنم، هر چه می‌خواهند بگویند»!
او هنگامی که دریافت دیگر ارباب او را نمی‌خواهد، خانه مجلل خود در شهرک غرب را به یکی از سفرای خارجی فروخت و خانه مجلل‌تری در سانفرانسیسکوی امریکا خرید و از ایران گریخت.
او از آن تاریخ، به تجارت ساختمانی مشغول است و بعید است که داد و ستد اطلاعاتی و حتی عملی خود را، با سرویس‌های امریکا، انگلیس و اسرائیل وانهاده باشد.
او «پرویز ثابتی» است که دیروز پس از ۴۴ سال و به گمان آفتابی شدن هوا و البته از سر نابخردی، از لانه خود بیرون زده است! بیش از این کلمات را خرج او کردن، توهین به زبان فاخر فارسی است!

لینک کوتاه : https://eghtesadgostareshomal.ir/?p=72693
کد شما در این بخش

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.