تاریخ : یکشنبه, ۳ آبان , ۱۴۰۵ Sunday, 25 October , 2026

اخبار ویژه

سوابق ۷ کاندیدای انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ دور چهارم رتبه‌بندی پایگاه‌های خبری نخستین پل متحرک ایران چشم به راه سامان معدوم سازی ۲۰۰ کیلوگرم عسل تقلبی در بابلسر نحوه نظارت بر صندوق‌های قرض‌الحسنه تک شعبه‌ای کارخانه نساجی مازندران به سوخت گاز طبیعی تجهیز شد عرضه ارز زوار اربعین در بانک‌های منتخب و صرافی‌های مجاز نرخ تورم خرداد ماه در مازندران پایین‌تر از متوسط کشوری است نوروزخوانی؛ آیینی دیرین در گلستان تورم منفی ماهانه برای خوراکی ها ثبت شد ذخیره‌ ۴.۲ میلیون تن کالاهای اساسی در بنادر کشور تورم تولیدکننده زراعت ۳۲.۹ درصد اعلام شد صدرنشین گرانی در سبد هزینه‌ای خانوارها چیست؟ نماینده: اعتبار برخی طرح‌های زیربنایی گالیکش در سفر هیات دولت اختصاص می‌یابد پرداخت ۲۸۸ میلیارد تومان تسهیلات به سیل‌زدگان قیمت خودرو در بازار آزاد شنبه ۵ آذر قیمت خودرو در بازار آزاد ۲۹ شهریور۱۴۰۱ مردم را قوی کنیم آغاز خرید تضمینی سویا در گلوگاه دریافت اینماد برای کسب و کارها الزامی است؟ نرخ سود وام مسکن جوانان با بازپرداخت پنج‌ساله ۶ درصد شد مهاجران اقتصادی و شغلی به کدام کشور‌ها تمایل دارند؟ پیشنهاد دو نرخی سازی قیمت بنزین صحت ندارد

کد شما در این بخش
♥2

کو دشمن مردم؟

  • کد خبر : 34474
  • 16 بهمن 1398 - 2:07

من با فیلم گریه کردم، حسابی هم گریه کردم اما کاش «درخت گردو» فیلمی ملی بود‌.

محمدرضا کردلو: ماجرای غمبار بمباران سردشت از آن اتفاق‌هایی است که شاید نمایشش دردآور، تلخ و گزنده باشد و من دوست نداشته باشم درباره‌اش فیلم بسازند اما حالا که ساخته‌اند و تماشا کرده‌ام، فکر می‌کنم اتفاق درستی افتاده است. حتی اگر نتیجه‌گیری‌های من با نتیجه‌گیری‌های کارگردان فرق داشته باشد. برای مخاطب امروز، یادآوری جنایت‌ها و کشتار ناجوانمردانه مردم توسط دشمن که البته در فیلم مهدویان سانسور شده، ضروری است. یکی از گزاره‌هایی که این روزها درباره «درخت گردو» مطرح می‌کنند (یا ممکن است مطرح کنند) ضدجنگ خواندن فیلم است. این به این معنا نیست که مطرح‌کنندگان این گزاره موافق جنگند، بلکه منظورشان این است که این فیلم جنگ را معلول شرایطی می‌داند که پس از انقلاب به وجود آمده است.
من نظری در این رابطه ندارم و پیوست‌های مرسوم کارگردان را که در گفت‌وگوهای مفصل با رسانه‌ها انگیزه‌هایش را از ساخت فیلم مطرح می‌کند، می‌طلبد.
پس این بحث را بگذاریم کنار. فیلم را می‌شود در محافل بین‌المللی به عنوان سندی سینمایی برای حقانیت ایران در دفاع از خود در جنگی که صدام با حمایت غرب علیه ایران آغاز کرد، دانست. این را که می‌گویم به وضوح در فیلم می‌بینیم؟ نه! آیا مهدویان عامدانه اینها را صریح نگفته است؟ به نظرم بله! چرا؟ چون سلیقه سینمایی‌اش و انگیزه‌ای که برای جشنواره‌پسندتر کردن فیلم داشته، مانع این اتفاق شده است. مهم‌ترین مسأله «درخت گردو» اما اینها نیست. تناقض او در واقعیت‌نمایی است. مهدویان که اصرار دارد راه ندادن آسیب‌دیدگان بمباران سردشت را در بیمارستان تبریز نشان دهد و چهره‌ای غیرانسانی از مردمی که با آسیب‌دیدگان بمباران شیمیایی مواجهه دارند نشان دهد، چرا عاملان اصلی بمباران شیمیایی را سانسور می‌کند؟ چرا دوربینش ایدئولوژیک است؟ افراط‌گرایی او در واقعیت‌نمایی از شرایط داخلی ایران (که گاهی عین عین واقعیت است و منکر آن نیستم)، دقیقا نقطه مقابل عدم نمایش دشمن خارجی است.
دادگاه لاهه که سال‌ها در مقابل جنایت‌های کشورهای اروپایی در دادن سلاح‌های شیمیایی سکوت کرده است و فضای پیرامونی آن، خیلی نایس و لطیف است اما اینجا داخل ایران شب هنوز سحر نشده است!
من با فیلم گریه کردم، حسابی هم گریه کردم اما کاش «درخت گردو» فیلمی ملی بود‌.
لینک کوتاه : https://eghtesadgostareshomal.ir/?p=34474
کد شما در این بخش

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.