تاریخ : یکشنبه, ۳ آبان , ۱۴۰۵ Sunday, 25 October , 2026

اخبار ویژه

فریبرز رییس‌دانا درگذشت نجات یک پلیکان در نیروگاه نکا مراسم تودیع و معارفه مدیرعامل بورس تهران برگزار شد بانک‌ها زیر ذره‌بین ۳۰ درصد حق بیمه‌های دریافتی شخص ثالث صرف مالیات می شود سر مرد صافکار زیر پراید له شد گوشه ای از دغدغه های مردم کوچه و بازار مازندران در آستانه مهمترین تغییر سیاسی کاهش ۵ درصدی صید در مازندران مدیریت پسماند بهشهر باید در اولویت باشد قیمت خودرو در بازار آزاد در ۱۹ اسفند ۱۴۰۰ به‌روزرسانی سامانه‌های خدماتی بانک پاسارگاد تعامل نظام بانکی برای بهبود وضعیت اقتصادی کشور انبار احتکار روغن در آزادشهر کشف شد قتل دو نفر به خاطر ملک ماندن و یا نماندن ارز تک نرخی/ آشفتگی بازار مدیریت شد+نمودار پرداخت بیش از ۴۵ میلیارد تومان خسارت به زائرین کربلا پیشنهادی برای عمیق‌تر نشدن رکود تورمی قبوض کارکرد تلفن ثابت از دوره بعد حذف می شود توافق اصولگرایان سنتی و پایداری ها منتفی شد؟ قیمت سکه و طلا در بازار آزاد ۲۷ شهریور ۱۴۰۱ ۳۳۰ تن برنج احتکاری در بابل کشف شد تشکیل بیش از ۳هزار پرونده گرانفروشی در مازندران هشدار دامپزشکی به دامداران در خصوص افزایش دما

کد شما در این بخش
♥2

کو دشمن مردم؟

  • کد خبر : 34474
  • 16 بهمن 1398 - 2:07

من با فیلم گریه کردم، حسابی هم گریه کردم اما کاش «درخت گردو» فیلمی ملی بود‌.

محمدرضا کردلو: ماجرای غمبار بمباران سردشت از آن اتفاق‌هایی است که شاید نمایشش دردآور، تلخ و گزنده باشد و من دوست نداشته باشم درباره‌اش فیلم بسازند اما حالا که ساخته‌اند و تماشا کرده‌ام، فکر می‌کنم اتفاق درستی افتاده است. حتی اگر نتیجه‌گیری‌های من با نتیجه‌گیری‌های کارگردان فرق داشته باشد. برای مخاطب امروز، یادآوری جنایت‌ها و کشتار ناجوانمردانه مردم توسط دشمن که البته در فیلم مهدویان سانسور شده، ضروری است. یکی از گزاره‌هایی که این روزها درباره «درخت گردو» مطرح می‌کنند (یا ممکن است مطرح کنند) ضدجنگ خواندن فیلم است. این به این معنا نیست که مطرح‌کنندگان این گزاره موافق جنگند، بلکه منظورشان این است که این فیلم جنگ را معلول شرایطی می‌داند که پس از انقلاب به وجود آمده است.
من نظری در این رابطه ندارم و پیوست‌های مرسوم کارگردان را که در گفت‌وگوهای مفصل با رسانه‌ها انگیزه‌هایش را از ساخت فیلم مطرح می‌کند، می‌طلبد.
پس این بحث را بگذاریم کنار. فیلم را می‌شود در محافل بین‌المللی به عنوان سندی سینمایی برای حقانیت ایران در دفاع از خود در جنگی که صدام با حمایت غرب علیه ایران آغاز کرد، دانست. این را که می‌گویم به وضوح در فیلم می‌بینیم؟ نه! آیا مهدویان عامدانه اینها را صریح نگفته است؟ به نظرم بله! چرا؟ چون سلیقه سینمایی‌اش و انگیزه‌ای که برای جشنواره‌پسندتر کردن فیلم داشته، مانع این اتفاق شده است. مهم‌ترین مسأله «درخت گردو» اما اینها نیست. تناقض او در واقعیت‌نمایی است. مهدویان که اصرار دارد راه ندادن آسیب‌دیدگان بمباران سردشت را در بیمارستان تبریز نشان دهد و چهره‌ای غیرانسانی از مردمی که با آسیب‌دیدگان بمباران شیمیایی مواجهه دارند نشان دهد، چرا عاملان اصلی بمباران شیمیایی را سانسور می‌کند؟ چرا دوربینش ایدئولوژیک است؟ افراط‌گرایی او در واقعیت‌نمایی از شرایط داخلی ایران (که گاهی عین عین واقعیت است و منکر آن نیستم)، دقیقا نقطه مقابل عدم نمایش دشمن خارجی است.
دادگاه لاهه که سال‌ها در مقابل جنایت‌های کشورهای اروپایی در دادن سلاح‌های شیمیایی سکوت کرده است و فضای پیرامونی آن، خیلی نایس و لطیف است اما اینجا داخل ایران شب هنوز سحر نشده است!
من با فیلم گریه کردم، حسابی هم گریه کردم اما کاش «درخت گردو» فیلمی ملی بود‌.
لینک کوتاه : https://eghtesadgostareshomal.ir/?p=34474
کد شما در این بخش

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.