تاریخ : یکشنبه, ۲۹ شهریور , ۱۴۰۵ Sunday, 20 September , 2026

اخبار ویژه

ساعت کار شعب بانک سامان در ماه رمضان اعلام شد تقاضای دسترسی به داده‌های موجود در پایگاه اطلاعاتی مودیان مالیاتی رشد ۱۴ درصدی صادرات غیرنفتی ایران به روسیه راهکارهای خنثی‌سازی شوک تورمی حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی تسهیلات بانکی به بخش بازرگانی ۲ برابر شد دور جدید تمرینات سپیدرود آغاز می شود ویژگی زنان جذاب دستگیری زوج سارق طلافروشی‌های رشت کاستی‌های دستورالعمل‌در حوزه کارت اعتباری استاندار:تسهیل‌گری فعالان اقتصادی مازندران برای تحقق شعار سال ضروری است دستگیری جویندگان گنج در بهشهر بخشش قبل از اعدام در آمل ترافیک سنگین برگشت از تعطیلات عید تغییر اندک نرخ سکه و طلا در بازار؛ سکه ۱۱ میلیون و ۷۳۰ هزار تومان شد گزارش عملکرد ۱۱ ماهه وزارت اقتصاد/ ۲۳ دستاورد کلیدی اقتصادی+تصویر موافقت تقریبی نساجی با درخواست پرسپولیس + سند حمل ۶ هزار تن روغن خام خوراکی از بندر امیرآباد کاهش ۲۸ درصدی مصدومین تصادفات رانندگی بازار باثبات ارزی موجب کاهش قیمت کالاها می‌شود رشد ۱۳ درصدی صادرات کشور در نیمه نخست سال تدوین سند ملی ریسک پولشویی/ تورم تک رقمی دور از دسترس نیست اطلاعیه شرکت واحد اتوبوسرانی برای بازی پرسپولیس و السد تکمیل سایت پیشرفته پسماند در قائمشهر به کجا رسید؟

کد شما در این بخش
2

جلاد شاه هم دموکراسی‌خواه شد!

  • کد خبر : 72693
  • 24 بهمن 1401 - 9:28
جلاد شاه هم دموکراسی‌خواه شد!

موجودی که در میانه تصویر می‌بینید، شاید برای جوانان امروز ناشناخته باشد، اما برای نسل انقلاب یا تاریخ‌پژوهان معاصر، پدیده‌ای آشناست.

به گزارش اقتصاد گستر شمال،او از تیره بهائیان سنگسرِ سمنان است، چون هژبر یزدانی. خودش می‌گوید بی دین است، بعید هم نیست، چون از مرام عباس افندی تا بی دینی.
راهی نیست.
او در دوره مسئولیت خود در ساواک، و به ویژه اداره سوم، معتقد بود که مردم ایران لایق دموکراسی نیستند و برقرار شدن آن تنها دست ما را می‌بندد، هم از این روی، هر کس از «بودنِ» خود سخن می‌کرد، به دستور او به آپولو و داغ و درفش رهنمون می‌شد!

او در کمیته مشترک، از شنیدن صدای ناله و فریاد شکنجه شوندگان لذت می‌برد و سر حال می‌آمد! این را شلاق به دستانش می‌گفتند. از همین طریق هم چنان قاپ شاه را دزدید، که به او اختیار داده بود که تلفن‌های هر کس، از جمله مافوق خود نعمت‌الله نصیری را کنترل کند.
او هر از گاه نویسندگانی، چون جلال آل احمد را می‌خواست و به آن‌ها می‌گفت: «اگر در جاده، یک مرتبه احساس کردید که ترمز ماشین‌تان کار نمی‌کند، یاد قلمفرسایی‌های خود بیفتید! تازه در آن زمان هم خودمان یک دسته گل روی قبرتان می‌گذاریم و اجازه شهیدنمایی نمی‌دهیم…!» (این‌ها در یادداشت‌های جلال هست).
او حتی در روز‌های اوجگیری انقلاب هم، «مشت آهنین» را چاره کار می‌دانست و در پاسخ به نگرانی از نهاد‌های حقوق بشری جهان می‌گفت: «به جهنم، هر چه می‌خواهند بگویند»!
او هنگامی که دریافت دیگر ارباب او را نمی‌خواهد، خانه مجلل خود در شهرک غرب را به یکی از سفرای خارجی فروخت و خانه مجلل‌تری در سانفرانسیسکوی امریکا خرید و از ایران گریخت.
او از آن تاریخ، به تجارت ساختمانی مشغول است و بعید است که داد و ستد اطلاعاتی و حتی عملی خود را، با سرویس‌های امریکا، انگلیس و اسرائیل وانهاده باشد.
او «پرویز ثابتی» است که دیروز پس از ۴۴ سال و به گمان آفتابی شدن هوا و البته از سر نابخردی، از لانه خود بیرون زده است! بیش از این کلمات را خرج او کردن، توهین به زبان فاخر فارسی است!

لینک کوتاه : https://eghtesadgostareshomal.ir/?p=72693
کد شما در این بخش

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.