تاریخ : چهارشنبه, ۸ مهر , ۱۴۰۵ Wednesday, 30 September , 2026

اخبار ویژه

کشف ماینر‌های پیشرفته در یک مرغداری آغاز رسمی معاملات سهام عدالت در بورس آب سد البرز به زودی وارد سیاهرود می‌شود “مسیر سبز کوهستان ” به جاذبه های گردشگری گیلان پیوست یارانه بهمن ماه امشب واریز می شود ۹۸۰ ملک بانک ملت فروخته شد نرخ تورم خانوار افزایش یافت کشف جسد در آب‌بندان سیمرغ اجباری به نام مهاجرت نرخ جریمه وجه التزام در قراردادهای بانکی چقدر است؟ مصرف بنزین خودروهای ایرانی ۳ برابر استاندارد دنیا از دلار خبر تا دلار کارخانه پسری مادرش را کشت ارقام نقدینگی و رشد پایه پولی در مهرماه اعلام شد بیست و دومین هم اندیشی معاونین و مدیران موسسه کوثر برگزارشد نصف ایران در فقر مسکن تعارف کلید پایتخت به مردی که افتخارش نساختن است وزیراقتصاد: ۴.۹ میلیارد دلار سرمایه گذاری خارجی در کشور جذب شد ماجرای مرگ آقای دکتر هشدار به خریداران ویلا در سفرهای نوروزی نحوه واریز سود سهام عدالت سهامداران غیر مستقیم مشخص شد قیمت سکه و طلا در بازار مازندران ورشکستگی بانک‌ها دروغ است/ اجرای رتبه‌بندی از سال ۹۷

کد شما در این بخش
♥1

ماجرای قتل زن ۵۰ ساله چه بود؟

  • کد خبر : 31909
  • 12 آبان 1398 - 23:54
ماجرای قتل زن ۵۰ ساله چه بود؟

من هیچ رابطه پنهانی با منیره نداشتم .

عصر ۳۱ مردادسال ۹۲ مأموران کلانتری ۱۴۲ کن جسد یک زن ۵۰ ساله به نام منیره را در پارکی در حوالی کوهسار پیدا کردند که بررسی ها نشان می داد این زن خفه شده است.

جسد با دستور قضایی به پزشکی قانونی منتقل شد و پلیس به بررسی پرداخت و دریافت منیره به تنهایی در ایران زندگی می کرده، فرزندانش مقیم سوئیس هستند و مادرش مقیم آمریکاست. وی به تازگی از سفر سوئیس به ایران برگشته که کشته شده است.

با شناسایی این زن، پلیس به تحقیق از خانواده وی پرداخت و دریافت منیره از مدتی قبل با یک پسر جوان به نام سامان در ارتباط بوده است.

در حالی که تلاش برای ردیابی سامان آغاز شده بود، روشن شد از کارت عابر بانک این زن ۱۸۰ میلیون تومان پول برداشت شده است .

در این میان، فرضیه قتل با انگیزه سرقت پول‌های میلیونی زن مسافر قوت گرفته بود که پلیس رد سامان را یافت و وی را چهار ماه بعد از قتل در کرج بازداشت کرد .

سامان ۲۲ساله به قتل با همدستی یکی از دوستانش به نام حسن اعتراف کرد .حسن نیز که به خرم‌آباد گریخته بود ردیابی و بازداشت شد .

سامان در بازجویی ها گفت: من در یک مغازه ساندویچی در حوالی کوهسار کار می‌کردم. منیره که به تنهایی در ایران زندگی می کرد، چند بار به مغازه ام آمد و از من خرید کرد. او چندبار با من درددل کرد و آخرین بار وقتی گفت آنتن تلویزیون خانه‌اش خراب شده است، من برای تعمیر به خانه‌اش رفتم و این شروع آشنایی ما با هم بود. حدود دو سال با منیره در ارتباط بودم و چند بار همراه او به سفر ترکیه و تایلند رفتم. او قول داده بود کارهای مربوط به اقامتم در سوئیس را انجام دهد.

وی ادامه داد: چون می دانستم او زن ثروتمندی است، تصمیم به سرقت پول‌هایش گرفتم و به همین دلیل از دوستم حسن کمک خواستم. ما منیره را به پارک کشاندیم و او را خفه کردیم.

در دادگاه

در حالی که حسن نیز مشارکت در قتل را گردن گرفته بود، آن ها دیروز در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی قربانزاده و با حضور یک قاضی مستشار به اتهام مشارکت در قتل و کلاهبرداری رایانه ای پای میز محاکمه ایستادند.

در ابتدای جلسه اولیای دم برای دو متهم حکم قصاص خواستند .سپس حسن در جایگاه ویژه ایستاد و گفت :من صاحب یک دختر بچه معلول هستم .برای درمان دخترم نیاز مالی شدید داشتم .به همین دلیل وقتی سامان گفت مدتی است با یک زن ثروتمند آشنا شده و تصمیم دارد پول هایش را بدزدد قبول کردم با او همکاری کنم .قرار نبود منیره کشته شود. ما دو بار کارت عابر بانک او را برداشتیم اما به محض این که موجودی پول‌هایش را گرفتیم متوجه ماجرا شد و کارتش را سوزاند و هیچ پولی به دست نیاوردیم .

وی در تشریح جزئیات قتل گفت : آخرین بار طبق نقشه ،سامان منیره را به پارکی خلوت کشاند. او در حال صحبت با منیره بود که من از پشت سر به او حمله کردم و گلویش را گرفتم . در حالی که منیره فریاد می کشید، سامان او را به زمین انداخت و بینی اش را گرفت و با هم او را خفه کردیم .ما کارت عابر بانکش را برداشتیم و همه پول‌هایش را میان خودمان تقسیم کردیم .

سپس سامان روبروی قضات ایستاد اما اتهام قتل را نپذیرفت .وی گفت: من فقط اتهام کلاهبرداری رایانه ای را قبول دارم .من هیچ رابطه پنهانی با منیره نداشتم .من فقط کارهای مربوط به خرید خانه اش را انجام می دادم .حسن به تنهایی او را کشت و کارت عابر بانکش را برداشت و من پول ها را از حساب او خالی کردم .

در این میان قاضی گفت: تو قبلاً در بازجویی ها گفته بودی با منیره رابطه پنهانی داشتی و چون کارهای مربوط به اقامت تو در سوئیس را انجام نداده بود او را مستحق مرگ و تصاحب اموالش می دانستی. حالا چه می گویی؟ که سامان پاسخ داد : من چنین حرف هایی را نزده بودم و اتهام قتل را قبول ندارم .

در پایان جلسه قضات وارد شور شدند تا رای صادر کنند.

رکنا

لینک کوتاه : https://eghtesadgostareshomal.ir/?p=31909
کد شما در این بخش

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.