نکته مهم علت دستگیری این مدیر موفق و بینالمللی صنعت خودروسازی است. از سال ۲۰۱۰ مدیران شرکتهای ژاپنی که سالانه بیش از ۱۰۰ میلیون ین درآمد دارند، موظف به اعلام درآمد خود شدند. تحقیقات درباره پرونده وی در جریان است و احتمال دارد وی مجبور باشد به خاطر پنهان کردن میزان واقعی درآمدش سالها آب خنک بخورد.
یکی از دلایل فاصله فراوان خودروهای ایرانی با ژاپنی در همین نوع برخورد نهفته است. برای ژاپنیها، قانون زینتالمجالس نیست که تخلف از آن قابل اغماض و چشمپوشی باشد. حتی اگر آن فرد متخلف، قهرمان صنعتی ژاپن و نجاتدهنده شرکتهای بزرگ باشد. آنچه موجب برخورد با کارلوس گون شده، قانونی در زمینه شفافیت است.
برخورد با مدیرعامل نیسان و بازداشت وی در حالی صورت میگیرد که در کشور ما نیز طی ماههای اخیر موضوعات و پروندههای مهمی در جریان است. واگذاری رانتی دلار ۴۲۰۰ تومانی در بهار امسال که به گفته مسئولان ۱۸ میلیارد دلار را به باد داد یکی از اصلیترین این موضوعات است.
مسئول اصلی این فساد کلان اقتصادی، وزارت صمت و بانک مرکزی بوده و هستند. وزارت صمت از این جهت که مسئول ثبت سفارش این واردات بود و بانک مرکزی نیز به دلیل مسئولیتش در اعطای این مبالغ ارزی. ظرف چهار ماه نخست سال ۲۵۰ میلیارد تومان ثبت سفارش واردات انجام شد، یعنی چیزی حدود ۴ برابر دورههای مشابه پیشین. نتیجه
چه شد؟ آقای محمد شریعتمداری وزیر سابق صمت که در شرف استیضاح بود، ناگهان استعفا داده و بهعنوان نامزد وزارت کار معرفی شده و از مجلس نیز رای اعتماد میگیرد! نمایندگان محترمی که چشم خود را به روی این وضعیت بستند و از قضا مخالف شفافسازی آرای خود نیز هستند، گویا خود را بینیاز از پاسخگویی به جامعه میبینند اما انشاءالله پاسخی برای روز حساب داشته باشند.
عملکرد مدیرکل بانک مرکزی و معاون ارزی وی نیز قصه پرغصه دیگری است. در حالی که قصور و تخلف این نهاد در فساد ارز دولتی باید مورد بررسی و برخورد جدی قرار گیرد، طرح تحقیق و تفحص از آن در مجلس به تعویق میافتد و آقای رئیسجمهور رئیسکل پیشین این بانک را به عنوان مشاور خود برمیگزیند. چه برداشت و استنباطی از این حکم میتوان داشت؟ آیا جز این است که این حکم پوششی برای عدم برخورد جدی با وی است؟
قهرمان صنعتی ژاپن که در بخش خصوصی نیز فعال بوده به دلیل اظهار خلاف درآمد خود بازداشت و زندانی میشود اما دولت که باید مدعی اول و عامل اصلی رعایت و عمل به قانون باشد بیش از ۹ ماه است که ماده ۲۹ قانون برنامه ششم توسعه را اجرا نکرده و هر بار در این زمینه سؤال میشود، وعده فردا میدهد. قانونی که بر اساس آن باید دولت با راهاندازی سامانهای عمومی، حقوق و مزایای مدیران را در آن اعلام کند. جناب جمشید انصاری معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان اداری و استخدامی کشور اگر میخواست با دست این اطلاعات را بر روی سنگ حجاری کند هم تا کنون باید قانون اجرایی میشد!
قانون اخذ مالیات از خانههای خالی سه سال است که خاک میخورد و دستگاههای مختلف اجرای آن را به همدیگر پاس میدهند. مورد مثال زدنی دیگر از خاک خوردن قانون، قطع یارانه ثروتمندان است که به دلایل واهی و عمدتاً سیاسی و انتخاباتی عملیاتی نمیشود. دولت به جای عمل به قانون و وظیفه خود وارد بازی با افکار عمومی شده و مدعی میشود به حساب مردم سرک نمیکشد! همین دولت که افتخارش سرک نکشیدن به حساب مردم است، چند سال مدعی میشود پولشویی گستردهای در کشور انجام میشود و برای مقابله با آن باید دستورات تحمیلی -بخوانید خودتحریمی- FATF را اجرا کرد! مگر کارمند یکلاقبا و کارگر مستضعف چه دارد که از سرک کشیدن به حسابش نگران باشد؟! کارمند و کارگر و معلم و بقال و راننده از محاسبه و نظارت مالی هراس دارد یا آن اخلالگر اقتصادی و ابر بدهکار بانکی که گردش مالی چند صد و چند هزار میلیارد تومانی دارد و حاضر نیست از یارانه ۴۵ هزار تومانی هم بگذرد؟!
مملکت با تعارف و چشم پوشی از فلان ماده و تبصره تراشی برای دور زدن قانون قابل اداره نیست. باید مو را از ماست کشید. حراستها وظیفهای خطیر و سنگین در این میان دارند و نباید اجازه داد چشم تیزبین و حواس آنها از میدان وظیفه خود، سرگرم جای دیگری باشد. شاید بد نباشد که آغاز کار از پاسخ به این سؤال باشد که چند نفر از مسئولین حراستها را عضو هیئتمدیره فلان شرکت دولتی یا شبه دولتی کردهاند؟!
