تاریخ : یکشنبه, ۱۵ شهریور , ۱۴۰۵ Sunday, 6 September , 2026

اخبار ویژه

بهره برداری از باند رفت قطعه دوم آزاد راه تهران _شمال تا عید رشد سه برابری واردات موبایل از ابتدای سال بیمه‌نامه دارندگان گواهینامه منقضی‌شده همچنان معتبر است سایه روشن تفکیک دوباره وزارت صنعت از بازرگانی دعوت از بخش خصوصی برای لایروبی آب بندان های آستارا جزییات پرداخت چک تسهیلات مسکن تمدید تسهیلات بدون سپرده خرید مسکن تا پایان تیر چرا ریسک سرمایه‌گذاری در بازار ارز بسیار بالا است؟ بانک ها رغبت سرمایه گذاری در گیلان را افزایش دهند قطع خدمات خودپردازهای بانک صادرات به سپرده گذاران«موسسه ثامن» چرایی افزایش هزینه پیامک های بانکی رشد ۲۲درصدی تولید جوجه یک‌روزه در مازندران ۱۰ خوردنی برای کنترل قند خون مشخصات ظاهری چک‌های جدید افزایش ۹۳ درصدی صادرات کالا از آستارا یارانه بی افزایش مدیر روابط عمومی و امور بین‌الملل سازمان بورس منصوب شد تجارت خارجی دو ماهه کشور به ۲۱ میلیون تُن کالا رسید رشد ۱۶ درصدی پرداخت تسهیلات بانک صنعت و معدن به تولیدکنندگان رفع مشکلات کارگزاران گمرکی در اولویت کاری گمرکات گیلان فروش سهام عدالت بلوکی شد ۵۶ پرونده منابع طبیعی گلستان در حال رسیدگی قضایی است حدود ۳۰ هزار هکتار جنگل کم بازده در گلستان نیازمند بازسازی است

کد شما در این بخش
0

در پیش‌فروش پراید، چه کسی مقصر است؟

  • کد خبر : 18063
  • 30 بهمن 1397 - 23:45
در پیش‌فروش پراید، چه کسی مقصر است؟

خبرگزاری‌ها نوشته‌اند که «پیش فروش دو مدل خودروی پراید در عرض ۴۵ دقیقه به پایان رسید»!

احسان محمدی : برای سخنرانی در یک نشست نیمه‌دولتی دعوت شده بودم. رو به حضار گفتم: «سخنرانی در ایران به دو شکل درآمده است؛ یک نوعش این است که همه‌چیز را بیندازی گردن توطئه‌های دشمن، از تلاش مسئولین خستگی‌ناپذیر بگویی و قدرنشناسی مردم و اینکه اوضاع ما نه تنها بد نیست که داریم به سرعت رو به بهبود می‌رویم. این‌طور محبوب مدیران می‌شوی، کارت هدیه می‌گیری و احتمالاً به عنوان یک گزینه مطلوب برای ارائه سخنرانی به نهادها و استان‌های دیگر معرفی می‌شوی، می‌روی و چه بسا پُست هم بگیری و در نهایت «دنیایت» را می‌سازی.

نوع دیگرش این است که تند و تلخ حرف بزنی، همه‌چیز را زیر سوال ببری و هی سرت را تکان بدهی و دریغا‌دریغ کنی که تمدن ما را مدیران بر باد دادند و حق ما که این همه ثروت و نعمت خدادادی داریم این است که مثل مردم سوئیس زندگی کنیم و اصلاً چرا باید کار کنیم؟ و اُف بر مسئولین و …

در این سبک سخنرانی کارت هدیه نمی‌گیری اما لایک چرا! تکه‌های یک دقیقه‌ای از سخنرانی‌ات با تیترهای «سخنان شجاعانه و کوبنده» در فضای مجازی پخش می‌شود، به شهرت می‌رسی و به تاخت می‌توانی آنقدر جلو بروی که حتی احضار بشوی، بعد از احضارت، پیراهن عثمان می‌سازی و تندتر حرف می‌زنی و در آخر هم بازداشت چند روزه و احتمالاً خروج از کشور و پناهندگی و …

این روزها انگار هیچ خط میانه‌ای دیگری وجود ندارد. هر کس می‌گوید یا پشت تریبونی حرف می‌زند در این دو دسته باید قرار بگیرد! فضای دو قطبی هر روز دارد ما را از شکاف، به سمت گُسل پیش می‌برد.

خبرگزاری‌ها نوشته‌اند که «پیش فروش دو مدل خودروی پراید در عرض ۴۵ دقیقه به پایان رسید»!

می‌شود به سبک همان دو شکل سخنرانی در خصوص این ماجرا نوشت. اینکه مشکلات اقتصادی جنگ روانی دشمن و بزرگنمایی است و مردم پول دارند و از کالای ایرانی خوش‌شان می‌آید و قیمت‌ها «واقعی» شده است و هیچکس اجباری نکرده که به زور بخرند. تقاضا هست و عرضه می‌شود. مردم خودشان می‌خواهند. اگر نخواهند نمی‌خرند و نخرند هم یا تولید نمی‌شود یا اینقدر گران فروخته نمی‌شود و شرکت‌ها مجبور می‌شوند قیمت ها را کم کنند.

پس اگر تقصیری هست تقصیر همین مردم است که خودشان به خودشان رحم نمی‌کنند. به عبارت دیگر یعنی همین مردمی که صبح تا شب در مورد کیفیت بد پراید برای هم حرف می‌زنند و شکوه می‌کنند که این قیمت‌ها واقعی نیست و دلالی شرکت‌های خودروساز است در ۴۵ دقیقه یورش برده‌اند و همه خودروهای گران و بی‌کیفیت را خریده‌اند و حتی پیه عدم تحویل در تاریخ معین و تجمع جلوی شرکت را هم به تن مالیده‌اند!

یا می‌شود گفت کار مردم نیست. مردم پول ندارند ولی عقل دارند. برای همین این کار را نمی‌کنند. بازارگرمی دلال‌های نزدیک به شرکت‌های خودروساز است که اینطور پلکانی دارند قیمت‌ها را بالا می‌برند و خون مردم را در شیشه کرده‌اند. نه نظارتی روی کیفیت کارشان هست و نه کنترلی روی قیمت‌گذاری و تحویل. در غیاب قدرت بالادستی و عدم وجود رقیب، می‌بُرند و می‌دوزند و …

در کنار تحلیل‌های متضاد، ذکر یک نکته ضروری است؛ اگر مردم برای پیش‌فروش هر کالایی از خودرو گرفته تا پوشک و رب‌گوجه و گوشت یورش می‌برند، ریشه آن در «بی‌اعتمادی به فرداست». اینکه به تجربه دریافته‌اند اگر امروز نخرند، فردا مجبورند گران‌تر بخرند و ایمان دارند که هیچ چیز ارزان نمی‌شود.

ریشه این ماجرا هم در کارآمدی مدیران و مسئولان است. مردم احساس می‌کنند کنترل اقتصاد کشور از دست مدیران در رفته است. در دو سال گذشته قیمت‌ها آنچنان رشد صعودی داشته‌اند که باورکردنی نیست. با شعار و وعده هم نمی‌شود این ایمان و اعتماد و اطمینان را برگرداند.

مردم فشارهای بین‌المللی و جنگ اقتصاد را می‌فهمند اما انتظار دارند در چنین شرایطی کشور هوشمندانه مدیریت شود، در روز خوشی که مدیریت نباید این همه دشوار باشد! دریا وقتی طوفانی شد، کیفیت ناخدا مشخص می‌شود.

اینکه فرهنگ دلالی درون همه ما ریشه دوانده است و از «ملت» دور شده‌ایم و هرکس به فکر این است که در این طوفان کلاه خودش را بچسبد البته که گزاره‌های خطایی نیستند. سرزنش کردن مردم آسان و بی‌خطر است. اما در این ماجرا مردم خطاکارترند یا سیستم؟

پراید اگر صد‌میلیون تومان بشود باز هم خریدارانی دارد اما سوال اینجاست که چرا باید کالایی که‌ تولید و نظارت و مدیریت آن بر عهده حاکمیت است و به یک «شاخص» در ارزیابی کشورداری مسئولان تبدیل شده اینطور جهش قیمت پیدا کند؟

انصاف بدهید در این آشفته بازار مردم خطاکارترند یا مسئولان؟

لینک کوتاه : https://eghtesadgostareshomal.ir/?p=18063
کد شما در این بخش

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.