قتصاد ساحلی تنها یک پروژه گردشگری نیست؛ بلکه بخشی از امنیت اقتصادی، عدالت اجتماعی و توسعه متوازن کشور محسوب میشود.
به گزارش اقتصاد گستر شمال،دریای خزر و سواحل شمالی ایران، یکی از بزرگترین ظرفیتهای طبیعی، اقتصادی و گردشگری کشور به شمار میروند؛ ظرفیتی که میتوانست طی دهههای گذشته موتور محرک توسعه پایدار، اشتغال بومی و رونق اقتصادی استانهای شمالی باشد، اما همچنان میان شعار و واقعیت گرفتار مانده است.
استانهای گلستان، مازندران و گیلان از موهبت کمنظیر دریا برخوردارند، اما پرسش اساسی اینجاست: چرا با وجود این نعمت عظیم، اقتصاد دریامحور در شمال کشور هنوز شکل نگرفته است؟
واقعیت آن است که سواحل دریای خزر، برخلاف بسیاری از کشورهای ساحلی جهان و حتی برخی سواحل جنوبی ایران، از نبود برنامهریزی جامع، ضعف زیرساختها و مدیریت جزیرهای رنج میبرند. بخش عمدهای از نوار ساحلی شمال کشور عملاً رها شده و فاقد حداقل امکانات گردشگری، رفاهی و خدمات عمومی است. جز در برخی شهرهای بزرگ ساحلی، اغلب مناطق ساحلی نه برای گردشگران جذابسازی شدهاند و نه برای سرمایهگذاری اقتصادی آماده هستند.
در سالهای اخیر بارها از «اقتصاد دریا محور» سخن گفته شده، اما این شعارها کمتر به اقدام عملی منجر شدهاند. پس روی سالانه دریا، ساختوسازهای بیضابطه، تصرف سواحل توسط برخی دستگاهها، نبود حریمگذاری اصولی و همچنین محدودیتهای پیچیده برای حضور سرمایهگذاران بخش خصوصی و تعاونی، عملاً مسیر توسعه سواحل را مسدود کرده است.
نتیجه این وضعیت، سواحلی است که به جای تبدیل شدن به قطب گردشگری و اشتغال، در بسیاری نقاط به محل انباشت زباله، نخالههای ساختمانی و فضاهای بیدفاع شهری تبدیل شدهاند. این در حالی است که اقتصاددانان و کارشناسان توسعه معتقدند هر متر از سواحل شمال کشور میتواند منبع درآمد پایدار، کارآفرینی و رونق اقتصادی باشد.
توسعه سواحل شمالی الزاماً نیازمند هزینههای سنگین دولتی نیست. تجربه بسیاری از کشورها نشان میدهد که دولتها میتوانند با سیاستگذاری صحیح، تسهیلگری و ایجاد امنیت سرمایهگذاری، زمینه حضور بخش خصوصی و تعاونی را فراهم کنند. ایجاد اقامتگاههای ارزانقیمت ساحلی، کمپهای تفریحی و ورزشی، بازارچههای محلی، تفریحات دریایی چهارفصل، سرویسهای بهداشتی استاندارد، فضاهای امن شنا و امکانات رفاهی عمومی، از جمله زیرساختهایی هستند که میتوانند چهره سواحل شمال را متحول کنند.
یکی از موفقترین تجربهها در سالهای اخیر، توسعه اقامتگاههای بومگردی توسط وزارت میراث فرهنگی و گردشگری بوده است؛ اقدامی که امکان سفر ارزانتر را برای خانوادههای متوسط و کمدرآمد فراهم کرد. اما این سیاست زمانی کامل میشود که در کنار آن، زیرساختهای اقامت و تفریح عمومی در سواحل نیز توسعه یابد.
ساماندهی اقامتهای چادری، ایجاد کمپهای ساحلی مجهز به آب، برق، گاز و خدمات اجتماعی، ساخت اقامتگاههای پرتابل، طراحی فضاهای تفریحی برای کودکان و جوانان و تأمین امنیت اجتماعی گردشگران، میتواند شمال کشور را به مقصدی پایدار و اقتصادی برای همه اقشار جامعه تبدیل کند.
نکته مهم دیگر، پایان دادن به انحصار سواحل است. دریای شمال متعلق به همه مردم ایران است، نه مجموعهای از نهادها و دستگاههایی که بخشهایی از ساحل را در اختیار گرفتهاند. همچنین شهرداریها به دلیل محدودیت منابع مالی، به تنهایی توان توسعه پایدار سواحل را ندارند. واگذاری مدیریت و بهرهبرداری هدفمند به بخش خصوصی و تعاونی، علاوه بر ایجاد اشتغال و درآمد، میتواند منبع درآمدی جدید برای مدیریت شهری نیز باشد.
اقتصاد ساحلی تنها یک پروژه گردشگری نیست؛ بلکه بخشی از امنیت اقتصادی، عدالت اجتماعی و توسعه متوازن کشور محسوب میشود. اگر مدیران استانهای شمالی به جای مدیریت روزمره و مقطعی، نگاه راهبردی و توسعهمحور به سواحل دریای خزر داشته باشند، این ظرفیت عظیم میتواند به یکی از مهمترین محورهای تولید ثروت، اشتغال بومی و رونق ملی تبدیل شود.
اکنون زمان آن رسیده است که شعارهای اقتصاد دریامحور از تریبونها خارج شده و به برنامهای عملی، شفاف و مبتنی بر مشارکت مردم و سرمایهگذاران تبدیل شود؛ برنامهای که هم منافع مردم محلی را تأمین کند و هم امکان بهرهمندی عادلانه همه ایرانیان از سواحل دریای شمال را فراهم سازد.






