احسان کشاورز
تاریخ: ۱۱:۴۸ :: ۱۴۰۵/۰۴/۰۷
شکاف آماری تورم

آرامش تورم در خرداد آرامشی شبیه سکوت پس از انفجار است. عدد ماهانه از قله اردیبهشت پایین آمده اما موج گرانی همچنان روی سفره خانوارها، نقشه استان‌ها و دهک‌های پایین می‌تازد.

به گزارش اقتصاد گستر شمال،احسان کشاورز – آرامش تورم در خرداد آرامشی شبیه سکوت پس از انفجار است. عدد ماهانه از قله اردیبهشت پایین آمده اما موج گرانی همچنان روی سفره خانوارها، نقشه استان‌ها و دهک‌های پایین می‌تازد. تازه‌ترین گزارش مرکز آمار از شاخص قیمت مصرف‌کننده نشان می‌دهد که شاخص کل قیمت‌ها در خرداد۱۴۰۵ به‌عدد ۴/‏۶۵۶ رسیده؛ عددی که نسبت‌به ‌ماه قبل ۹/‏۵درصد، نسبت‌به ‌خرداد سال قبل ۶/‏۸۸درصد و در میانگین ۱۲‌ماهه ۶۲‌درصد افزایش را نشان می‌دهد. ظاهر ماجرا این‌است که تورم ماهانه نسبت‌به ‌اردیبهشت که ۸/‏۸درصد بود کمتر شده است؛ اما متن پنهان آمار می‌گوید اقتصاد ایران همچنان در یک‌وضعیت تورمی بسیار سنگین حرکت می‌کند. وقتی تورم نقطه‌ای در فاصله یک‌ماه ۷/‏۴واحد‌درصد بالا می‌رود و تورم سالانه نیز ۳/‏۴واحد‌درصد افزایش پیدا می‌کند کاهش تورم ماهانه را نمی‌توان نشانه مهار قیمت‌ها دانست و این‌فقط عقب‌نشینی از یک‌شوک بسیار شدید به‌یک سطح همچنان بحرانی است.

مساله اصلی آنجاست که تورم خرداد تورمی یکدست و همگن نیست. عدد کل ۶۲ درصدی میانگینی است که فشار واقعی بر گروه‌های آسیب‌پذیر را پنهان می‌کند. تورم نقطه‌ای خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات به‌۶/‏۱۳۴درصد رسیده و تورم سالانه این‌گروه ۷/‏۹۰درصد گزارش شده است. یعنی هزینه تامین کالاهای ضروری سفره خانوار بسیار سریع‌تر از شاخص کل بالا رفته است. در دهک‌های پایین نیز همین مساله خود را با شدت بیشتری نشان می‌دهد. تورم نقطه‌ای دهک اول از ۱۰۰‌درصد عبور کرده و دهک دوم با تورم سالانه ۵/‏۶۸درصدی بیشترین فشار را تحمل کرده است. در جغرافیای تورم هم تصویر مشابهی دیده می‌شود: کردستان، ایلام، لرستان و خراسان‌شمالی درصدر فشار سالانه قیمت‌ها قرار دارند درحالی‌که تهران کمترین تورم سالانه را ثبت کرده است. بنابراین گزارش خرداد مرکز آمار فقط گزارش افزایش قیمت‌ها نیست بلکه گزارشی از شکاف طبقاتی و جغرافیایی تورم است؛ تورمی که در عدد کل رسمی و بی‌طرف دیده می‌شود اما در زندگی روزمره بسیار نابرابر و خشن عمل می‌کند.

کاهش تورم ماهانه بدون مهار گرانی

اولین نکته در گزارش خرداد دوگانگی میان تورم ماهانه و تورم نقطه‌ای است. تورم ماهانه خانوارهای کشور در خرداد ۹/‏۵درصد گزارش شده؛ عددی که نسبت‌به ‌تورم ۸/‏۸درصدی اردیبهشت کاهش محسوسی دارد. در نگاه اول ممکن است این‌کاهش به‌عنوان نشانه‌ای از آرام‌شدن سرعت رشد قیمت‌ها تفسیر شود اما در تحلیل اقتصادی باید میان کاهش شتاب نسبت‌به یک‌نقطه بحرانی و مهار تورم تفاوت گذاشت. تورم ماهانه ۹/‏۵درصدی همچنان عددی بسیار بزرگ است. اگر چنین نرخی در طول یک‌سال تکرار شود سطح عمومی قیمت‌ها تقریبا دو برابر خواهد شد. بنابراین اقتصاد ایران در خرداد از وضعیت فوق‌بحرانی اردیبهشت کمی فاصله گرفته اما همچنان در محدوده‌ای حرکت می‌کند که فشار شدیدی بر قدرت خرید خانوارها وارد می‌کند.

اهمیت این‌نکته زمانی بیشتر می‌شود که به‌تورم نقطه‌به‌نقطه و سالانه نگاه کنیم. تورم نقطه‌ای در خرداد به‌۶/‏۸۸درصد رسیده یعنی خانوارهای کشور برای خرید یک‌مجموعه ثابت از کالاها و خدمات به‌طور متوسط ۶/‏۸۸درصد بیشتر از خرداد۱۴۰۴ هزینه کردند. این‌نرخ در اردیبهشت ۹/‏۸۳درصد بود و بنابراین تنها در یک‌ماه ۷/‏۴واحد‌درصد افزایش یافته است. تورم سالانه نیز از ۷/‏۵۷درصد در اردیبهشت به‌۶۲‌درصد در خرداد رسیده و ۳/‏۴واحد‌درصد بالا رفته است. این‌افزایش همزمان تورم نقطه‌ای و سالانه نشان می‌دهد که فشار تورمی درمقیاس میان‌مدت نه‌تنها تخلیه نشده بلکه همچنان درحال انباشته‌شدن است.

به‌بیان ساده کاهش تورم ماهانه خرداد بیشتر به‌معنای آن است که شوک اردیبهشت تکرار نشده نه اینکه اقتصاد وارد مسیر کاهش پایدار تورم شده باشد. وقتی سطح قیمت‌ها در اردیبهشت جهش شدید داشته کاهش نسبی نرخ ماهانه در خرداد الزاما به‌معنای بازگشت ثبات نیست. تورم ماهانه ۹/‏۵‌درصدی در هر اقتصاد باثباتی یک‌هشدار جدی محسوب می‌شود چه‌برسد به‌اقتصادی که تورم نقطه‌ای آن نزدیک ۹۰‌درصد و تورم سالانه آن بالای ۶۰‌درصد است. ازهمین‌رو تیتر درست برای خرداد نه کاهش تورم بلکه تداوم گرانی در سطح بحرانی است.

این وضعیت برای سیاستگذار نیز پیام روشنی دارد: اگر سیاستگذار فقط به‌افت تورم ماهانه از ۸/‏۸ به‌۹/‏۵‌درصد نگاه کند ممکن است تصویر نادرستی از روند قیمت‌ها دریافت کند اما تورم نقطه‌ای و سالانه نشان می‌دهد که سطح عمومی قیمت‌ها هنوز با سرعت بالایی نسبت‌به ‌سال قبل و میانگین یک‌ساله درحال افزایش است. بنابراین گزارش خرداد نه گزارش پایان بحران بلکه گزارش تغییر شکل بحران است؛ بحرانی که از شوک ماهانه اردیبهشت به‌فشار گسترده‌تر و پایدارتر در شاخص‌های نقطه‌ای و سالانه منتقل شده است.

خوراکی‌ها؛ موتور اصلی جهش قیمت‌ها

مهم‌ترین بخش گزارش خرداد اختلاف شدید میان تورم کل و تورم خوراکی‌هاست. درحالی‌که تورم نقطه‌ای کل کشور ۶/‏۸۸‌درصد گزارش شده تورم نقطه‌ای گروه خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات به‌۶/‏۱۳۴‌درصد رسیده است. این‌شکاف بزرگ نشان می‌دهد که فشارتورمی بیش‌از هرچیز از کانال کالاهای ضروری و مصرف روزمره خانوارها منتقل شده است. تورم سالانه این‌گروه نیز ۷/‏۹۰‌درصد بوده یعنی در یک‌افق ۱۲‌ماهه خوراکی‌ها باسرعتی بسیار بالاتر از میانگین کل سبد مصرفی گران شدند. این‌همان نقطه‌ای است که تورم از سطح یک‌شاخص اقتصادی عبور می‌کند و به‌مساله‌ای معیشتی، اجتماعی و حتی امنیت غذایی تبدیل می‌شود.

جزئیات گروه خوراکی‌ها تصویر تندتری از بحران نشان می‌دهد. روغن‌ها و چربی‌ها با تورم نقطه‌ای ۴/‏۲۷۸‌درصدی درصدر قرار دارند؛ عددی که به‌معنای نزدیک‌شدن قیمت این‌گروه به‌حدود چهاربرابر سطح خرداد سال قبل است. گوشت قرمز، سفید و فرآورده‌های آنها نیز تورم نقطه‌ای ۵/‏۱۷۱‌درصدی داشتند. شیر، پنیر و تخم‌مرغ با تورم نقطه‌ای ۹/‏۱۵۱درصدی، نان و غلات با ۸/‏۱۳۸‌درصد و چای، قهوه، کاکائو و نوشابه‌های غیرالکلی با ۱۰۲درصد همگی نشان می‌دهند که موج تورمی دقیقا بر کالاهایی نشسته که از سبد مصرفی خانوار حذف‌پذیر نیستند. حتی میوه و خشکبار که تورم ماهانه ۵/‏۱۳‌درصدی داشته در خرداد یکی از کانون‌های اصلی فشار ماهانه بوده است.

این اعداد برای تحلیل روزنامه‌ای یک‌پیام روشن دارند: موتور تورم خرداد نه کالاهای لوکس بلکه سفره خانوار است. اگر تورم در کالاهای بادوام یا خدمات تفریحی بالا باشد بخشی از خانوارها می‌توانند با تعویق خرید یا کاهش مصرف فشار آن را مدیریت کنند اما وقتی نان، روغن، گوشت، لبنیات، میوه و اقلام پایه خوراکی گران می‌شوند امکان جایگزینی و عقب‌نشینی مصرفی بسیار محدودتر است. دهک‌های پایین به‌ویژه در چنین وضعیتی با کاهش کیفیت تغذیه حذف بخشی از اقلام پروتئینی و انتقال مصرف به‌کالاهای ارزان‌تر مواجه می‌شوند. به‌همین دلیل تورم خوراکی‌ها همیشه اثر اجتماعی شدیدتری از تورم کل دارد.

نکته دیگر این‌است که تورم خوراکی‌ها علاوه‌بر اثر مستقیم بر معیشت اثر انتظاری هم دارد. مردم قیمت‌ها را بیش‌ازآنکه ازطریق شاخص‌های رسمی درک کنند از مسیر خرید روزانه لمس می‌کنند. وقتی خانوار هرروز با قیمت‌های تازه در نانوایی، میوه‌فروشی، قصابی و فروشگاه مواد غذایی مواجه شده انتظارات تورمی در ذهن او تقویت می‌شود. از این‌منظر تورم ۶/‏۱۳۴‌درصدی خوراکی‌ها می‌تواند حتی بیش از تورم کل ۶/‏۸۸‌درصدی بر احساس عمومی از گرانی اثر بگذارد. به‌بیان دیگر تورم رسمی خرداد ۶/‏۸۸‌درصد بوده اما تورمی که روی سفره خانوار نشسته بسیار بالاتر و دردناک‌تر است.

اجاره صورت تورم را آرام‌تر نشان داد

یکی‌از ظریف‌ترین نکات گزارش مرکز آمار تفاوت میان شاخص کل و شاخص کل بدون اجاره است. شاخص کل در خرداد تورم ماهانه ۹/‏۵درصدی، تورم نقطه‌ای ۶/‏۸۸‌درصدی و تورم سالانه ۶۲‌درصدی داشته اما شاخص کل بدون اجاره، تورم ماهانه ۹/‏۶درصدی، تورم نقطه‌ای ۱/‏۱۱۴‌درصدی و تورم سالانه ۸/‏۷۵‌درصدی را نشان می‌دهد. این‌اختلاف بسیار مهم است زیرا نشان می‌دهد جزء اجاره در شاخص رسمی نقش تعدیل‌کننده داشته و شدت تورم کالاها و سایر خدمات را در عدد کل تاحدی پایین‌تر نشان داده است. به‌بیان ساده‌تر اگر اثر اجاره از شاخص کل کنار گذاشته شود تصویر تورم اقتصاد ایران در خرداد بسیار تندتر می‌شود.

دلیل این‌مساله به‌وزن بالای مسکن در سبد مصرفی و نرخ رشد نسبتا پایین‌تر آن در گزارش رسمی بازمی‌گردد. گروه مسکن، آب، برق، گاز و سایر سوخت‌ها با ضریب اهمیت ۱۱/‏۳۶درصدی بزرگ‌ترین گروه سبد مصرفی خانوار است. با این‌حال تورم ماهانه این‌گروه در خرداد ۲/‏۳‌درصد و تورم نقطه‌ای آن ۹/‏۳۵‌درصد گزارش شده است. در زیرگروه اجاره نیز تورم ماهانه ۴/‏۲درصد، تورم نقطه‌ای ۲/‏۳۱‌درصد و تورم سالانه ۸/‏۳۲‌درصد ثبت شده است. این‌ارقام درمقایسه با تورم خوراکی‌ها یا کالاها بسیار پایین‌ترند. بنابراین چون مسکن و اجاره وزن بسیار بزرگی در شاخص کل دارند پایین‌تربودن تورم رسمی اجاره باعث می‌شود شاخص کل آرام‌تر از واقعیت تورم کالاهای مصرفی دیده شود.

این نکته البته به‌معنای بی‌اهمیت‌بودن فشار اجاره در زندگی خانوارها نیست. اجاره همچنان یکی از سنگین‌ترین اقلام هزینه‌ای خانوارهاست و حتی افزایش‌های رسمی پایین‌تر نیز برای خانوارهای مستاجر فشار قابل‌توجهی ایجاد می‌کند اما از منظر آماری در خرداد۱۴۰۵ اجاره نسبت‌به ‌خوراکی‌ها، کالاهای بادوام، کالاهای بی‌دوام، حمل‌ونقل، بهداشت و درمان و مبلمان تورم پایین‌تری داشته و به‌همین دلیل شاخص کل را تعدیل کرده است. همین موضوع باعث می‌شود روایت دقیق‌تر از تورم خرداد فراتر از عدد کل باشد. عدد کل بخشی از واقعیت را نشان می‌دهد اما شاخص بدون اجاره نشان می‌دهد که فشار تورمی در بخش کالاها بسیار شدیدتر از میانگین رسمی است.

«اجاره صورت تورم را بزک کرد»؛ این‌تعبیر از آن جهت دقیق است که بدون اجاره تورم نقطه‌ای از ۶/‏۸۸‌درصد به‌۱/‏۱۱۴‌درصد می‌رسد. چنین شکافی نشان می‌دهد خانوارهایی که بخش بیشتری از هزینه خود را صرف کالاهای خوراکی، مصرفی، درمانی و حمل‌ونقل کرده تورمی بالاتر از شاخص کل را احساس می‌کنند. بنابراین شکاف میان تورم رسمی و تورم ادراک‌شده خانوارها را می‌توان بخشی از همین ساختار دانست. مردم در زندگی روزمره با تورم کالاها روبه‌رو هستند درحالی‌که شاخص کل با وزن بالای اجاره تعدیل می‌شود.

print

پاسخی بگذارید