100روز از چشم انتظاری خانواده قندی گذشت
تاریخ: 17:58 :: 2017/10/15
اثری  از «پارسا » پیدا نشد/سرنوشت نامعلوم پسر هشت ساله تهرانی

وقتی آفتاب تند تیرماه روی منطقه وانا می تابید و صدای خنده بچه های خانواده قندی از ماشین به گوش می رسید شاید هیچ کس فکرش را هم نمی کرد در بعد از ظهر یک روز خوب این خانواده چهار نفره که برای گردش تابستانی به شمال آمده بودند حادثه ای تلخ رقم بخورد و انتظاری صد روزه را با خود در پی داشته باشد .

بهاره نوری: یازدهم تیرماه امسال  بود ؛ خانواده قندی پس از گذراندن گردش پنج روزه خود از  شمال کشور  به تهران باز می گشتند ؛ حوالی عصر برای استراحت در منطقه  وانا  و در نزدیکی خروجی  تونلی به همین نام  ودر  محلی که به « نقش شاه»  معروف است ؛ در  کنار رودخانه خروشان هراز توقف می کنند ؛ پس از  گذشت دقایقی  در ساعت 4:45 دقیقه  عصر  متوجه ناپدید شدن پارسا پسر هشت ساله خود می شوند  و امدادگران نزدیک ترین هلال احمر  را  در آن حوالی با خبر می سازند  .گروه اعزام شده با گشتن منطقه و رودخانه پس از سه روز گزارشی را مبنی بر سقوط پارسا در رودخانه هراز تنظیم می کند و به خانواده قندی اطمینان می دهد که پسرشان در رودخانه سقوط کرده است ؛ فرضیه ای که محسن قندی پدر 38 ساله پارسا آن راهنوز باور  ندارد و معتقد است احتمال ربوده شدن فرزند وی نیز وجود دارد .اما حالا پس از گذشت صد روز از آن واقعه اثری از پارسا قندی یافت نشد و سرنوشت این پسر بچه تهرانی همچنان نا معلوم مانده است.

**مسیر رودخانه را با چنگک 5 متری گشته ام

پدر پارسا  در این باره می گوید: « در پرونده ای که برای پارسا در آگاهی آمل  به عنوان گمشده تشکیل شده است قید کردند که  پسر من در رودخانه هراز سقوط کرده است  اما من احتمال ربوده شدنش را نیز می دهم ».

وی که صدای خش افتاده اش درد انتظار را در ذهن هر شنونده ای حک می کرد ؛ ادامه می دهد:«  هر هفته برای پیدا کردن اثری از پارسا به منطقه می رفتم و  با ابزاری چنگگ مانند به طول 5 متر رودخانه را  می گشتم حتی در این زمینه از افراد بومی کمک گرفتم از لانه حیوانات وحشی گرفته تا  استخرهای پرورش ماهی و کارخانه های اطراف ،  اما دریغ از یافتن اثری هر چند کوچک از پارسا».

پدر پارسا پسر هشت ساله ای که هنوز سرنوشت وی معلوم نیست با بیان اینکه همراه با همسرم  چهل هفته را نذر کرده ایم که برای دعا و درخواست کمک به جمکران برویم ؛ بیان داشت:« روزهای سختی را سپری می کنیم ؛سرپرست قسمت تراشکاری در شرکتی دولتی هستم ؛هنوز نتوانستم با این حادثه کنار بیایم و در محل کار حاضر شوم باز هم دستشان درد نکند که لطف کردند و اخراجم نکردند».

** دوربین ها از برق کشیده شده بود

وی می افزاید:«  هر جا که فکرش را بکنید گشته ام ؛ از اصفهان ،قزوین و همدان گرفته تا هر جایی که کسی زنگ می زد ؛حتی به باند کلیه فروشها رفتم به مناطق پر خطری همچون دروازه غار،دره فرحزاد و باند آدم رباها از  پسرم پر س و جو کردم ».

پدر خانواده چهار نفره ای که صد روز یکی از دو فرزندش را گم کرده است ؛تاکید می کند :« از شانس بد پسر من آن روز به دلیل جابجایی کیوسک پلیس تمامی دوربین های حد فاصل پمپ بنزین وانا تا آن منطقه که حدود دو کیلومتر می شود  قطع  بوده است ».

محسن قندی با بیان اینکه دو ماشین در نزدیکی رودخانه مستقر بودند که شاید پارسا را دیده باشند ؛گفت:« یک پراید سفید و پژو 206 مشکی در نزدیکی ایستادن پارسا حضور داشتند که اندکی بعد از گم شدن پارسا منطقه را ترک کردند از آنان تقاضا دارم با ماتماس بگیرند و اگر جزئیاتی از آن روز را به یاد دارند برایمان بگویند ».

**در روز حادثه تیشرت سبز رنگ به تن داشت

محسن قندی خاطره های فرزند  کوچکش را کنار هم می چیند و صورت شاد پارسا  را به یاد می آورد  و می گوید:« خال کوچکی روی  سینه چپش بود و دندانهای وسط فاصله داشت و وقتی می خندید روی گونه ها سوراخ می افتاد  ؛ 90 سانتیمتر قد داشت و وزنش هم حدود 21 کیلو بود موها خرمایی ،چشمش هم به رنگ میشی و صورتش گندمی بود ؛  امسال کلاس دوم می شد در مدرسه صندلی را برایش خالی گذاشته اند و هر روز صبح برای پیدا شدنش دعا می خوانند  »  .

صدای پر بغض  پدر پارسا رفته رفته  گرفته تر می شد ازاو خواستم تا  بیشتر از پارسا برایمان بگوید  و او   ادامه می دهد : « روز حادثه  تیشرت حلقه ای  و شلوارکی سبز رنگ  به تن داشت و دمپایی هایش هم آبی بود  که لنگه ای از آن  را در سه متری رودخانه پیدا کردیم  ».

وی  که یاد پسرگم شده اش  خواب را از چشمان منتظر خانواده گرفته است ؛ بیان داشت:« 31 خرداد تولد 8سالگی پارسا بود و چند روزبعد این اتفاق افتاد؛  برایش دوچرخه ای خریدم اما متاسفانه هنوز به آن رکاب نزده و دست نخورده گوشه حیاط افتاده است ».

** مژدگانی 500 میلیونی برای پیدا کردن پارسا

فاصله کم بین انتظار و ناامیدی اما پدر جوان را هنوز از پا نیانداخته و او برای یافتن پارسا همه تلاشش را می کند و از گرو گذاشتن مادیات زندگیش هم ترسی ندارد ؛ محسن قندی در گفتگو با وارش  از تعیین کردن مژدگانی برای پارسا خبر می دهد  و می افزاید:« به توصیه افراد با تجربه در این گونه حوادث و برای پیدا کردن پسرم 500 میلیون تومان مژدگانی را برای کسی که پسرم را پیدا کند در نظر گرفتیم ».

وی از همدردی مردم با خانواده اش تشکر کرده و تصریح می کند :« از تمامی ایران و حتی خارج از کشور  و هنرمندانی  از جمله پرویز پرستویی،محمد علیزاده ، امیر جعفری ، شقایق دهقان، لیلا بلوکات  با من تماس گرفتند و ابراز همدردی کردند  ».

** شاید تمساح  پارسا را خورده باشد !

محسن قندی پدر خانواده اما از تماس های عجیب برقرار شده گفت و اظهار داشت: «  نیمه شب یکی از روزهایی بود که برای پیدا کردن پارسا به کنار رودخانه رفته بودم خانمی با من تماس گرفت و گفت در خواب دیده ام که پارسا را ماهی ها می خورند و فردی هم از گیلان تماس گرفت و گفت شنیدم رودخانه تمساح دارد و شاید تمساح او را خورده باشد در میان تمام تماسهایی که به تلفن های ما می شود تماس های این چنین هم دیده می شود ».

 

** از مسئولان مازندرانی در خواست کمک دارم

محسن پدر خانواده قندی کمک و پیگیری مسئولان را خواستار می شود و  می گوید:« از  همه مسئولان که کمکی از دستشان بر می آید و  بخصوص مسئولان مازندران درخواست دارم که به ماکمک کنند و اگر خبری از پارسا داشتند  با شماره 09355160661و02155291132تماس بگیرند .».

 

انتظار، هر روز که از گم شدن پارسا می گذرد ؛ به خانواده قندی سر می زند و  هر ثانیه اش برای آنان به اندازه هزار سال و تلخ می گذرد .صد روز چشم به راهی هم هنوز نتوانسته سرنوشت نامعلوم و پر ابهام پارسا را روشن کند .

print

پاسخی بگذارید