ابراهیم سحرخیز، امسال نیز با انتشار نتایج اولیه کنکور۱۴۰۵، شمار زیادی از رسانهها و شبکههای اجتماعی با برجستهکردن خبر «جای خالی مدارس دولتی عادی در جمع ۳۰رتبه برتر کنکور» عدالت آموزشی را بهسخره گرفتند. آموزشوپرورش نیز که مانند همیشه توجیهی در دفاع از ماجرا نداشت، بهجای پرداختن بهدلایل و چرایی شکاف آموزشی در ایران با این پیشفرض که دانشآموزان راهیافته به مدارس سمپاد یا نمونه دولتی، نخبه و سرآمد هستند این اتفاق را رخدادی طبیعی و منطبق بر عدالت دانسته و از پاسخ منطقی به آن طفره رفته است. در رد این استدلال غلط، پاسخهای نقض پرشماری میتوان ارائه کرد که سهم ۲۳درصدی مدارس غیردولتی در بین رتبه برتریهای کنکور یکی از آنهاست!
چگونه است که شهری مانند تهران با ۲۱رتبه، بیش از نیمی از مجموع ۴۰رتبه برتر کشور را یکجا به خود اختصاص داده اما ۱۸استان کشور به جرم دورماندن از جغرافیای تهران حتی یک ستاره در این آسمان ندارند؟!
این با کجای عدالت همخوانی دارد؟! برای رسیدن به رتبههای برتر کنکور تنها داشتن ضریبهوشی بالای۱۳۰ یا راهیابی به مدرسه سمپاد کافی نیست هرچند وسلر، روانشناس آمریکایی در سال۱۹۳۹، آشکارا اعتراف کرد «برای اینکه کسی را براساس نتایج تست هوش نابغه بنامیم در شک و تردید بسیار هستم»، یا شمار دانشآموزانی که در این قبیل آزمایشها مردود شده اما بعدها توانستند شگفتی آفریده یا جایزه نوبل را کسب کنند نیز تعدادشان کم نبود.
در ایران رقابت بر سر رتبههای کنکور به متغیرهای زیادی وابسته بوده که از میان آنها، پول فاکتوری حیاتی بهشمار میآید که شوربختانه در اغلب تحلیلها و پژوهشها در وزنکشیها غایب است. قبول کنیم که هرچقدر نسبتبه دیگر رقبای خود پولدارتر باشید از شانس بیشتری برای رسیدن به رتبههای برتر برخودار هستید!
بله، سایر دانشآموزانی که از سر اکراه و اجبار نه از روی اختیار و انتخاب، در مدارس دولتی عادی درس میخوانند، خنگ نیستند فقط به اندازه کافی پول ندارند. آری، تنها بازاری که در اقتصاد پر فرازونشیب ایران، همواره روزهای پررونقی را تجربه کرده و پا به پای تورم پیش رفته و زنده مانده، بازار آموزش است. برخی اقتصاددانان معتقدند وقتی آموزش پولی شد تنها امید طبقات فرودست جامعه برای کندن از جایگاه طبقاتی خود به واسطه تحصیل و سواد آموزی نقش بر آب میشود.
خریدوفروش آموزش در شکلهای متفاوت آن از دسترسی به معلم توانمند، تازهنفس و باانگیزه، هدایت صحیح در سایه راهبری مشاورانی کاربلد و مجرب تا ارائه بستههای آموزشی رنگارنگ و پرتنوع برای دبستانیها و دبیرستانیها، توزیع انواعی از کتابهای درسی و کمکدرسی، برخورداری از امکانات آموزشی خارج از مدرسه مثل معلم و مربی سرخانه، کلاسهای تکمیلی و تقویتی، شرکت مستمر و منظم در آزمونهای آزمایشی، ترتیبدادن اردوهای تفریحی حسابشده برای تمدد اعصاب و آرامش روان! به اسم حمایت از دانشآموزان نخبه و سرآمد، آبادترین مدرسهها و فضاهای آموزشی همراه با کادر اداری و آموزشی گلچینشده و منتخب با مجهزترین امکانات آموزشی، پژوهشی در بهترین نقطه شهر نصیب سمپاد، نمونه دولتی، مدارس شاهد یا بعضی هیاتامناییها میشود.
این قبیل مدارس آنقدر پول توی حسابشان وجود دارد که اگر از قیافه معلم معرفیشده ازسوی آموزشوپرورش خسته شدند فورا، فرد دلخواه خود را جایگزین او کنند! سالها پیش زمانی که در وزارتخانه بودم یکی از والدین دانشآموزان تلفنی به من اطلاع داد در یکی از همین مدرسهها، بدون هماهنگی با آموزشوپرورش، یکی از دبیران موظف خود را به سفارش بچهها به ترخیص اجباری فرستاده حتی یک بازنشسته غیرآموزشوپرورشی را جایگزین وی کردهاند. شاید از این قبیل اتفاقات در شهری مثل تهران آنهم در مدارس خاص دولتی، حتی در چند قدمی مانده به ساختمان وزارتخانه، کم نباشد!
مدارس غیردولتی که شاد و سرخوش، رها شده از قضاوت و نظارت دولتمردان و دستگاههای نظارتی، در هر اقلیمی از هفتدولت آزادند. هرچه بیشتر کنکاش کنید، میتوانید رد پای پول را در خیلی از جاها ببینید! «اگر نگاهی به رشتههای پرطرفدار این روزها یعنی پزشکی، دندانپزشکی و داروسازی داشته باشید، متوجه میشوید که هرساله چیزی بین ۸۰ تا ۸۶درصد قبولیها در این رشتهها متعلق به 3دهک بالای اقتصادی است و سهم 7دهک بقیه در قبولی رشته پرطرفدار تنها ۱۴درصد است.»
