تاریخ: 21:56 :: 2019/01/22
راز سقوط از بالکن زن صیغه ای چه بود؟

راز سقوط مرگبار مرد جوان از بالکن خانه یک زن بعد از 4سال فاش نشد و همسر صیغه ای زن جوان دیروز به اتهام قتل پای میز محاکمه ایستاد.

سرویس حوادث اقتصاد شمال ،عصر دهم دیماه سال 93 به ماموران کلانتری تهرانپارس خبر رسید یک مرد 35 ساله به نام کامران از بالکن یک خانه مسکونی در ارتفاع حدود 15متری در خیابان دماوند سقوط کرده و جان سپرده است.

جنازه با دستور قضایی به  پزشکی قانونی منتقل شد و صاحب خانه که زن جوانی به نام فریبا بود تحت بازجویی قرار گرفت. این زن به مأموران  پلیس گفت: کامران را از قبل می شناختم. او چندبار مزاحمم شده بود. یکبار پیشنهاد دوستی داد .او شماره تلفنش را به من داد تا با او تماس بگیرم. اما به او گفتم که متأهل و صاحب دو فرزند هستم و بهتر است دست از سرم بردارد ولی قبول نمی کرد.

این زن ادامه داد: آخرین بار او را در کوچه مان دیدم. او مرا دنبال کرد و اصرار داشت وارد خانه ام شود. همان لحظه شوهرم از راه رسید و کامران که ترسیده بود به سرعت وارد بالکن خانه ام شد و از آنجا به پایین پرید.

با اظهارات این زن شوهر صیغه ای او به نام مهدی 50 ساله تحت بازجویی قرار گرفت.وی گفت فریبا را چندسال قبل به عقد موقتم در آوردم. او صیغه 99ساله بود و ما زندگی بدی نداشتیم. آن روز به خانه همسر صیغه ای او رفتم و در حیاط با جنازه یک مرد جوان که از بالکن به پایین سقوط کرده بود روبه رو شدم.

در حالی که این زوج منکر دست داشتن در  قتل بودند برای هر دو به اتهام مشارکت در قتل کیفرخواست صادر و آنها در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستادند. در آن جلسه قضات بعد از شنیدن دفاعیات این زوج هر دو را از اتهام قتل عمدی تبرئه و فریبا را به اتهام  رابطه نامشروع به 99 ضربه  شلاق محکوم کردند. اما این حکم با اعتراض اولیای دم در دیوان عالی کشور تحت رسیدگی قرار گرفت و تایید نشد. به این ترتیب پرونده به شعبه همعرض فرستاده شد. این در حالی بود که روشن شد فریبا مدتی قبل به خاطر ابتلا به بیماری جان سپرده است.

مهدی دیروز در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی قربانزاده و با حضور یک مستشار پای میز محاکمهایستادن.درابتدای این جلسه وکیل اولیای دم در جایگاه ایستاد و گفت: در بررسی بالکن خانه فریبا هیچ اثرانگشتی از کامران در لبه بالکن و روی نرده ها وجود ندارد و غیر از شکستگی دست راست و جمجمه قربانی شکستگی دیگری از سوی پزشکی قانونی روی جسد گزارش نشده ،درحالی که قربانی از ناحیه دست چپ به پایین سقوط کرده است. از این رو با توجه به تناقض گویی های مهدی به اتهام قتل برایش تقاضای قصاص دارم.

سپس مهدی روبه روی قضات ایستاد و منکر  جنایت شد. وی گفت: آن روز به دیدن همسر صیغه ای ام رفتم. اما او در را باز نکرد. من سعی کردم با کلید یدکی در را باز کنم. اما نشد. به همین خاطر چندبار با فریبا تماس گرفت.تا اینکه او جوابم را داد و گفت قرص خواب خورده و به همین خاطر متوجه صدای زنگ نشده است.

وی ادامه داد: آن روز فریبا کلافه بود. به همین خاطر از من خواست تا با هم بیرون برویم. ما به پاساژی در محدوده خیابان شادمان رفتیم.اما وقتی برگشتیم با صاحبخانه فریبا روبه رو شدیم که مشغول آب پاشی کوچه بود. او گفت یک مرد جوان از بالکن یکی از واحدهای ساختمان به حیاط پرت شده و مرده است. او از ما خواست به آپارتمانمان برومی و بررسی کنیم تا چیزی از خانه سرقت نشده باشد. ما داخل خانه رفتیم و دقایقی بعد ماموران پلیس به همراه مرد صاحبخانه بخانه مان آمدند و از ما بازجویی کردند و رفتند. دوباره فریبا از من خواست تا بیرون برویم.شب می خواستم همراهش به خانه برگردم اماقبول نکرد. و من که از برخورد فریبا ناراحت شده بودم از او خداحافظی کردم. من در راه بازگشت به خانه ام بودم که فریبا با من تماس گرفت و گفت مرد جوان مزاحم او بوده که از بالکن خانه به پایین سقوط کرده است.

سپس همسر دائم مهدی به درخواست قاضی در جایگاه ویژه ایستاد و درباره زندگی مشترک با همسرش گفت: من و مهدی 18 سال با هم زندگی کردیم و صاحب دو فرزند هستیم. او مرد خیر و نیکوکاری بود و در مدت زندگی مشترک من هیچ وقت به او مشکوک نشده بودم.

در پایان جلسه هیات قضایی وارد شور شد تا رای صادر کند

print

پاسخی بگذارید

*

code