بانک ها برای به روز کردن ماشین آلات راهداری و آتش نشانی همکاری کنند
نگاهی به توانمندی های متخصصان نیروگاه نکا+تصویر
روشن شدن مشعل گاز ۸۵۰ خانوار کوهپایهنشین گلوگاه
موافقت صندوق توسعه ملی با امهال بدهی ۱۸۴ طرح ارزی
مهلت الزام استفاده از کارت سوخت تمدید میشود؟
هنرمند معرق کار لاهیجانی
دستورالعمل تاسیس بانکهای خارجی +سند
راه اندازی برنامه صدور رمز یکبار مصرف در بانک سرمایه
کلاله مقام اول تولید کلزا در کشور را کسب کرد
مخالفت بخش تعاون با بازنگری در لایحه قانون تعاون
بررسی مشکلات زیرساختهای آب و برق مسکن ملی در مازندران
کابوس پساکرونایی اوپک
ارائه اظهارنامه مالیات بر ارزش افزوده فصل بهار تا ۱۵ تیر
ساختار حاکم بر رابطه پولی
واریز بیش از ۳۷۰ میلیارد تومان به حساب کشاورزان مازندران
ممنوعیت ثبت برخی دامنههای اینترنتی
گناهان و ربا در بانکهاست که زمین را میلرزاند
مشترکان برق سراسر کشور چگونه قبوض کاغذی خود را حذف کنند؟
قیمت سکه وطلا در بازار مازندران
۱۰ درصد چکهای مبادلهای برگشت خورد
رشد ۲۵ هزار واحدی شاخص کل بورس در ۴ بهمن ماه
کشاورزان گلستان امسال ۱۱۶ هزار تن کلزا تولید کردند
صادرات ۵ محصول کشاورزی به اقلیم کردستان عراق آزاد شد + اسناد
روزی که در شبکه های اجتماعی با «ارسلان» آشنا شدم و تحت تاثیر جملات محبت آمیزش قرار گرفتم، هیچ گاه فکر نمی کردم همین آشنایی، رسوایی عجیبی به بار آورد و من نه تنها آبرویم را از دست می دهم بلکه زندگی ام هم متلاشی خواهد شد چرا که …
آنها در حالی با هم ازدواج کردند که «فرشید» هنوز شغلی نداشت و با پولی که پدرش میداد زندگی مشترکش را میگذراند. همین بیکاری و بلاتکلیفی زمینه دعوای گاه و بی گاه آنها شده بود. گاهی این درگیریها به کتک کاری هم میکشید.
عشق فراتر از این حرفهایی است که میزنند، نمیتوان به راحتی آن را تفسیر کرد. من بعد از 49 ساله عشق را تجربه کردم، شاید مدتش کم بود ولی دیگر هیچ آرزویی ندارم.
این مرد و برادرش بهروز که در دادگاه قبلی تبرئه شده است در غیاب من حسن را کشتند و جنازه اش را به بیابان بردند. وقتی حسن در باغ من کشته شد من در شهرستان بودم.
راز سقوط مرگبار مرد جوان از بالکن خانه یک زن بعد از 4سال فاش نشد و همسر صیغه ای زن جوان دیروز به اتهام قتل پای میز محاکمه ایستاد.
مردی 35 ساله که به اتهام قتل معشوق همسرش دستگیر شده بود، به 30 سال زندان محکوم شد
نمی دانم چگونه زندگی عاشقانه من در ورطه نابودی قرار گرفت و از مسیر واقعی خود خارج شد. روزگاری که من با زدن نقاب به چهره ام در تعقیب همسرم بودم تا راز دلسردی هایش نسبت به خودم را کشف کنم او منتظر فرزندی بود که …
حسادت های زنانه و چشم و هم چشمی های مادی همانند موریانه هایی بود که به جان زندگی ام افتاد و خانه و کاشانه ام را ویران کرد تا جایی که به دلیل همین حسادت ها در فضای مجازی وارد گروه هایی شدم که مرا به فساد اخلاقی کشاند.