تاریخ : شنبه, ۱۶ آبان , ۱۴۰۵ Saturday, 7 November , 2026

اخبار ویژه

سیف اعلام کرد: اجرای دقیق نرخ سود در ۴۵۰۰ شعبه بانکی هشداربرای انفجار امام جمعه جوان تهران را بشناسیم سرگردانی زباله در روستاهای مازندران پیچ اشتباهی بورس تعیین نصاب معاملات آیین‌نامه مالی و معاملاتی سازمان‌های مناطق آزاد تجاری – صنعتی جزای ۳ میلیاردریالی فرجام تقلب و گرانفروشی استاندار جدید مازندران کیست؟ صادرات ۵۵ میلیون دلاری کالا از مازندران این روزها جامعه به فعالیت‌های قرآنی نیاز دارد استاندار مازندران حامی احداث پتروشیمی کشف انبار احتکار انواع مواد غذایی در قائمشهر هشدار پلیس فتا درباره کلاهبرداران «متاورسی» جزئیات نحوه پرداخت و میزان مالیات خریداران سکه مشخص شد دام عجیب دختر جوان برای ورزشکاران رشد مصرف بنزین با کنترل کرونا/ اصلاحات اقتصادی راه جبران کسری بودجه ۶بازیکن سرشناس فوتبال ایدز گرفتند شورای سیاستگذاری حل چالش‌های حوزه آب و محیط زیست مازندران تشکیل شد تشکیک در هویت یک جسد نرخ ارز چگونه تعیین می‌شود؟ روز جنجالی صنعتی شریف اعطای تسهیلات قرض الحسنه ۲۱ هزار میلیارد تومانی به خانوار‌ها در ایام کرونا فراوانی کالاهای اساسی علیرغم گرانی/ در بازار ارز چه می‌گذرد؟

کد شما در این بخش
♥10

تحول در حکمرانی و اقتصاد مهارت؛ از تصدی‌گری به تنظیم‌گری

  • کد خبر : 94800
  • 25 خرداد 1405 - 14:07
تحول در حکمرانی و اقتصاد مهارت؛ از تصدی‌گری به تنظیم‌گری

دولتی که منابع دارد اما نمی‌تواند مولدشان کند، همچون بنایی است که انبارش لبریز از آجر و سیمان است، اما نقشه ساختمان را گم کرده است.

به گزارش اقتصاد گستر شمال،قرن‌هاست که دولت، خود را در هیئت بنایی تصور کرده که باید خشت به خشت، دیوار توسعه را بالا ببرد. این تصویر مردانه و پرزحمت، اگرچه در گذشته افتخارآفرین بود، اما امروز به تراژدی منابع هدررفته بدل شده است.

دولتی که منابع دارد اما نمی‌تواند مولدشان کند، همچون بنایی است که انبارش لبریز از آجر و سیمان است، اما نقشه ساختمان را گم کرده است در این میانه، معماری نوین حکمرانی، زمزمه می‌کند که عصر «دولت کارگر» به سر آمده؛ دولتی که عرق می‌ریزد، مصالح مصرف می‌کند، اما سرپناهی در خور اهلش نمی‌سازد.

ما به «دولت معمار» نیاز داریم؛ دولتی که نه خود می‌سازد، که امکان ساختن را طراحی می‌کند، استانداردها را ترسیم می‌کند، زمین را هموار می‌سازد و سپس کنار می‌ایستد تا جامعه، با دستان ماهر خود، بنایی را برافرازد. تنظیم‌گری، همین کنش معمارانه است. در سازمان آموزش فنی و حرفه‌ای، ما وارث سنت سنگین تصدی‌گری بوده‌ایم؛ سنتی که در آن، دولت خود آموزگار، خود کارفرما، خود آزمونگر و خود مصرف‌کننده خدمت بود.

این چرخه بسته، در بلندمدت می‌توانست نوعی خودفریبی سازمانی را دامن بزند که در آن، «ارائه آموزش» به مثابه «ایجاد اشتغال» جا زده شود. اما تنظیم‌گری، این طلسم را شکست. دولت معمار، دیگر وارد مصالح و ملات نمی‌شود؛ او «کدهای ساختمانی مهارت» را می‌نویسد، «پلان شایستگی» را ترسیم می‌کند، «مهندسان ناظر» را بر کیفیت می‌گمارد و سپس عقب می‌نشیند تا بخش خصوصی، تشکل‌های صنفی، و نهادهای اجتماعی، ساختمان مهارت را با خلاقیت خود برپا کنند.

این یعنی گذار از «ارائه‌دهنده خدمات» به «تضمین‌کننده کیفیت زیست‌بوم». اما این گذار، مستلزم کارهای نهادی عمیق و دردناکی است: بازتعریف مأموریت‌ها، اصلاح ساختارهای سازمانی کهنه، تدوین نظام‌نامه‌های اعتباربخشی و رصد کیفیت، و مهم‌تر از همه، تربیت نسلی از کارشناسان که منطق «نظارت» را جایگزین منطق «تصدی» کنند.

اینها کارهای خاموش و کم‌فروغی است که در دل اتاق‌های فکر سازمان رخ می‌دهد، نه در هیاهوی افتتاحیه‌ها.

اما معمار تنها، حتی اگر درخشان‌ترین طرح را هم در سر داشته باشد، بدون مشارکت ساکنان ساختمان، محکوم به ساختن فضاهایی بی‌روح و ناکارآمد است. مشارکت‌جویی در اینجا، نه یک اداپتاسیون دموکراتیک تشریفاتی، که یک ضرورت معرفت‌شناختی است.

هیچ عقل مرکزی، هرچند مجهز به مدرن‌ترین داده‌ها، توان فهم هزاران نیاز ریز و درشت بازار مهارت را ندارد. این دانش، نزد بازیگران محلی، بنگاه‌های اقتصادی، و کارآفرینان خرد پراکنده است. دولت معمار، باید فروتنانه بپذیرد که برای طراحی درست، به همفکری ساکنان آینده نیاز دارد. برون‌سپاری، هیئت امنایی شدن مراکز، و مردمی‌سازی، نه روشی برای کاهش بار مالی دولت، که فناوری هوشمندانه‌ای برای گردآوری هوش جمعی و تزریق آن به شریان‌های یک نظام مهارتی خشکیده است.

و سرانجام، جهت‌نمای این معماری نوین، چیزی نیست جز تقاضامحوری. پارادایم قدیم، عرضه‌محور و تخیلی بود: سازمانی که پشت درهای بسته، دوره‌ها را طراحی می‌کرد و سپس با حیرت نظاره‌گر بی‌استقبالی بازار بود. تقاضامحوری یعنی چرخش ۱۸۰ درجه‌ای لنگرگاه سیاست‌گذاری. در این منطق، نقطه آغاز، نه آنچه سازمان «می‌تواند» ارائه دهد، که آنچه بازار «به آن میل دارد و می‌خرد» است. این یعنی سازمان، از برج بخشنامه‌ها فرود می‌آید، گوش به زمین می‌گذارد و صدای واقعی اقتصاد را می‌شنود. وقتی یک بنگاه اقتصادی، سفارش یک مهارت خاص را می‌دهد، آنگاه کارگاه گشوده می‌شود. این همان لحظه جادویی پیوند آموزش با اشتغال و تولید است؛ لحظه‌ای که منابع خفته دولت، از خواب گران بروکراسی بیدار می‌شوند و به جریان خون اقتصاد بدل می‌گردند. این است راز مولدسازی منابعی که تا دیروز، بی‌آنکه بدانیم چرا، در خاموشی و سکون، پیر می‌شدند.

*مدیرکل آموزش فنی حرفه‌ای استان مازندران

لینک کوتاه : https://eghtesadgostareshomal.ir/?p=94800
کد شما در این بخش

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.