سرعت انباشت نقدینگی به نفع پول
تبلتها هم مشمول رجیستری میشوند؟
بیش از یک میلیون نفر در طرح جهش تولید مسکن ثبتنام کردند
افزایش ۶۱ درصدی مالیات سیگار در کفه درآمدهای مالیاتی
افزایش ۱۸ درصدی مانده تسهیلات بانکی
خلق پول برای کنترل تورم
سه منبع افزایش حقوق کارمندان و بازنشستگان
۲۰۰ نخبه مازندرانی برای استخدام به دستگاههای اجرایی معرفی شدند
ثبت بیش از ۱۰ میلیون تردد بین استانی در جادههای مازندران
کشف چوب جنگلی قاچاق از ۴ خودروی نیسان
بدهی میلیاردی بیمه دی به ایثارگران
خطر معیشت
زلزله در ساری
اقلام کالابرگ الکترونیکی در مازندران تامین شد
اختصاص یکهزارو ۴۰۰ میلیارد تومان اعتبار به ۱۸ طرح تولیدی مازندران
بورس همچنان بر مدار قرمز/ دو برنامه مهم برای مهار بازار اجاره
کشف ۴۰۰ تن برنج احتکاری در جویبار
نرخ مالیات بر درآمد ابلاغ شد
مبادلات اقتصادی جمهوری داغستان با بندرامیرآباد
سامانه سجام چیست و چگونه در آن ثبت نام کنیم؟
حوادث کار جان ۱۱۴ مازندرانی را گرفت
بازداشت ۱۲۰ نفر از گردشگران هنجارشکن در جنگلهای نکا
چهار طرح عمرانی و خدماتی در نوشهر افتتاح شد
پسر عمویم بود. البته او قبلاً ازدواج کرده بود و از همسر اولش هم یک دختر داشت. چند سال قبل فهمیدم که همسر اولش را هم کتک میزده و حضانت دخترش را به همسر اولش داده است. بعد از طلاق دیگر از همسر اول و دخترش خبری نداشت. من نمیخواستم با او ازدواج کنم، فکر میکردم برای خواستگاری خواهر بزرگم آمدهاند اما بالاخره مجبور به ازدواج با او شدم.
روز گذشته تصاویر عجیب و غریب از پسر 7 ساله ای به نام “لوگان مونتکستل” در صفحات مجازی منتشر شد که وی در این تصاویر در حال ازدواج با مادرش بود!. اما این اتفاق کمی تعجب برانگیز است که او به چه علت با مادرش ازدواج کرده است؟! این سوالی بود که ذهن تمام کاربران صفحات مجازی را درگیر خود کرده بود.
ص – ش عضو شورایشهر بابلسر بازداشت و به زندان بابل منتقل شد.
فرمانده انتظامی شهرستان ” نکا” از مرگ زن و مردی مسن به علت گاز گرفتگی در این شهرستان خبر داد.
آن چه را درباره دخترم از دوستش شنیده بودم برایم باورپذیر نبود، هیچ گاه نمی توانستم به این سخنان وحشتناک توجه کنم ولی این موضوع مانند خوره ای به جانم افتاده بود و احتمال می دادم دختر 15 ساله ام به خاطر لجبازی یا انتقام از ناپدری اش این ماجرای هولناک را مطرح کرده است تا این که یک روز با تماس همسایه خود را به منزل رساندم
از من درباره همسرم سؤالاتی پرسید و تهدید کرد باید او را طلاق بدهم وگرنه بلای بدتری سرم میآورند.
کاسینده از فرط خوشحالی به گریه افتاد، اما زمانی که متوجه شد کل موهایش آتش گرفته و از بین رفته از روی وحشت و ترس جیغ زد.