دستاورد سفر رییسجمهور به مازندران؛ ۲۱۰ میلیارد ریال برای اجرای طرحهای بنیاد مسکن تخصیص یافت
گرانی بازار شب عید ربطی به تحریمها ندارد/ مردم سفر نوروزی نروند
استاندار مازندران: قیمت نان در مازندران افزایش نمییابد
ماجرای مرگ آقای دکتر
کشف مار عجیب در پاوه
زنگ خطر کمبود برنج
داماد خونی
قیمت سکه و طلا در بازار آزاد ۹ اسفند
این تحریفهای داخلی خارجیگرا!
کشف ۱۳۵۸ تخلف اضافه تناژ در جادههای مازندران
شهردار نوشهر استعفا کرد
اعطای وام ۷میلیون تومانی به دارندگان سهام عدالت و یارانهبگیران
کشف و ضبط محمولات قاچاق جنگلی در شهرستان گلوگاه
داد و ستد با ارزهای محلی؛ راهکار کاهش فشارهای تحریمی
بیشترین سهم اشتغال کشور متعلق به کدام بخش است؟
کاهش ریسک همکاری با کشورها در شرایط جدید ضرورت دارد
تجلی تاریخ و طبیعت در نامگذاری نوزادان قوم ترکمن
از نگاهی به بازار طلا تا بازیگران اصلی ارز
شاخص قیمت کالاهای صادراتی کاهش یافت
حواستان به عرضه روغن سوخته به جای روغن موتور باشد /عجیب اما واقعی
افزایش عرضه مرغ به بازارهای کشور
ترافیک سنگین در محور هراز
صعود قیمت دلار در بازار آزاد
پسر عمویم بود. البته او قبلاً ازدواج کرده بود و از همسر اولش هم یک دختر داشت. چند سال قبل فهمیدم که همسر اولش را هم کتک میزده و حضانت دخترش را به همسر اولش داده است. بعد از طلاق دیگر از همسر اول و دخترش خبری نداشت. من نمیخواستم با او ازدواج کنم، فکر میکردم برای خواستگاری خواهر بزرگم آمدهاند اما بالاخره مجبور به ازدواج با او شدم.
روز گذشته تصاویر عجیب و غریب از پسر 7 ساله ای به نام “لوگان مونتکستل” در صفحات مجازی منتشر شد که وی در این تصاویر در حال ازدواج با مادرش بود!. اما این اتفاق کمی تعجب برانگیز است که او به چه علت با مادرش ازدواج کرده است؟! این سوالی بود که ذهن تمام کاربران صفحات مجازی را درگیر خود کرده بود.
ص – ش عضو شورایشهر بابلسر بازداشت و به زندان بابل منتقل شد.
فرمانده انتظامی شهرستان ” نکا” از مرگ زن و مردی مسن به علت گاز گرفتگی در این شهرستان خبر داد.
آن چه را درباره دخترم از دوستش شنیده بودم برایم باورپذیر نبود، هیچ گاه نمی توانستم به این سخنان وحشتناک توجه کنم ولی این موضوع مانند خوره ای به جانم افتاده بود و احتمال می دادم دختر 15 ساله ام به خاطر لجبازی یا انتقام از ناپدری اش این ماجرای هولناک را مطرح کرده است تا این که یک روز با تماس همسایه خود را به منزل رساندم
از من درباره همسرم سؤالاتی پرسید و تهدید کرد باید او را طلاق بدهم وگرنه بلای بدتری سرم میآورند.
کاسینده از فرط خوشحالی به گریه افتاد، اما زمانی که متوجه شد کل موهایش آتش گرفته و از بین رفته از روی وحشت و ترس جیغ زد.