تاریخ : پنجشنبه, ۹ مهر , ۱۴۰۵ Thursday, 1 October , 2026

اخبار ویژه

خسارت سیل چند است؟ جزییات معافیت مالیاتی حقوق در سال ۹۹ کدام کسب و کارها در ایام کرونا بیشتر سود کردند؟ فرصت سهامداران برای اصلاح مشکلات حسابی خود تا واریز سود سهام عدالت قیمت خودرو در بازار آزاد چهارشنبه ۳ اردیبهشت ماه واردات خودرو درد یا درمان؟ کاهش ۲۸ درصدی مصدومین تصادفات رانندگی گلستان آماده پذیرش سرمایه گذاران چینی است چهارمین واحد گازی نیروگاه نکا در بهار ۱۴۰۵ به مدار تولید برق می‌رود قیمت‌ خرید هر کیلو شیر خام ۶۰ هزار و ۵۰۰ تومان ۱۰ مهمان مست عروسی مختلط دستگیر شدند ماهواره خیام برای پایش عرصه‌های جنگلی مازندران آماده است دمای هوا در استان‌های شمالی افزایش می‌یابد انفجار گاز شهری در رشت یک مصدوم برجا گذاشت افزایش ۷۶.۸ درصدی وصول درآمد‌های عمومی مازندران قول توسعه زیرساختهای درمانی خشرودپی بابل شناسایی ۶۵۶ مورد تغییر کاربری غیرمجاز در تنکابن شرط بانک مرکزی برای پرداخت تسهیلات بیش از ۵ میلیارد تومان ابعادی از توزیع کالابرگ؛ فعلا یارانه نقدی “حاکم” است جمع‌آوری دام‌های هوایی زنده‌گیری پرندگان در تالاب بین‌المللی گمیشان کاهش ۸ درصدی مرگ های حوادث رانندگی در ۴ ماه نخست امسال افزایش مشارکت متقاضیان طرح مسکن ملی عزمی برای خداحافظی با دردسرهای ارتباطات اینترنتی سنتی در مازندران

کد شما در این بخش
♥1

آتش بر جان دخترکان افتاد

  • کد خبر : 13189
  • 28 آذر 1397 - 2:22
آتش بر جان دخترکان افتاد

هیچ وقت فکرش را هم نمی کردند آتش نارنجی رنگی که در اجاق صحرایی و زیر کتری چای در روزهای سیزده به در عید هر سال آنقدر خوشرنگ بود حالا بلای جانشان شده باشد و موهای زیبایشان را مثل خوره ببلعد.

بهاره نوری:آتش که به جانشان افتاد تمام سلولهای بدنشان مثل پلاستیک ها می ترکید و ترک می افتاد و فریاد بلندشان هم کاری از پیش نمی برد هر چه تقلا می کردند و فوت می کردند با نفس های کوتاهشان اما افاقه ای نمی کرد.

هیچ وقت فکرش را هم نمی کردند آتش نارنجی رنگی که در اجاق صحرایی و زیر کتری چای در روزهای سیزده به در عید هر سال آنقدر خوشرنگ بود حالا بلای جانشان شده باشد  و موهای زیبایشان را مثل خوره ببلعد.

هر چه تقلا می کردند آتش  نارنجی تر می شد و لباس مدرسه شان  را فرا می گرفت و پوست نرمی که همیشه جای بوسه پدر و مادر بود ذوب می شدو سیاه می گشت .

آخرین تقلاهایشان را می کردند و کمک می خواستند اما نمی دانستند آتش زبان آدمی سرش نمی شود و همان هایی را می سوزاند که پیش تر از غم نبود امکانات زجر کشیده اند.

آتش که تمام جانشان را گرفت دیگر با سن کم شان معنی مرگ را فهمیدند همان مفهومی که همیشه روی تابوت های بالای دست تشیع کنندگان می دیدند را حالا به خوبی حس می کردند .

صدای بوق ماشین های آتش نشانی و آمبولانس ها از دور می آمد اما آنقدر بدنشان گرم شده بود که دیگر آتش را جزیی از خود می دیدند .

کم کم نا امید شدند و فهمیدند معنای مرگ همین است که می چشند ؛ با این تفاوت که طعم مرگ شان داغ داغ است .آتش که به گیسوان دخترکان زاهدانی افتاد نه تنها یک شهر بلکه یک کشور داغی آتش را روی گونه هایش حس کرد.گونه هایی که حالا با سیلی نداری سرخ سرخ شده است . این مردم خوب معنی سرخی صورت را می دانند زیرا روز هاست که در شرایط بد اقتصادی صورتشان را با سیلی سرخ نگه داشته اند .

لینک کوتاه : https://eghtesadgostareshomal.ir/?p=13189
کد شما در این بخش

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.