تاریخ : چهارشنبه, ۱۸ شهریور , ۱۴۰۵ Wednesday, 9 September , 2026

اخبار ویژه

معاملات فردایی پاشنه آشیل بازار ارز/ تولید در برزخ بی‌ثباتی فال روزانه ۲۵/ ۰۱/ ۱۳۹۹ مار سه چشم/عجایب وحشی صادارت بیش از 89هزار تناژ کالا از آستارا موافقت در تسریع ساخت آزادراه چالوس-رامسر کشت ۸ هزار هکتار کلزا در مازندران ۹۰ هزار فقره تسهیلات فرزندآوری پرداخت شد آغاز محدودیت های ترافیکی آخر تابستان کشف ۴۲ تن شکر احتکاری در سوادکوه شمالی قیمت طلاو ارز امروز /رشد قیمت دلار و سکه در بازار آزاد افزایش ۵۳ درصدی شاخص‌های کشاورزی مازندران اقتصاد نوکر سیاستمداران نیست مشکل کمبود کاغذ در کشور رفع شده است فال روزانه شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۷ ارائه خدمات کلینیک صنعت در مازندران دولت تا پایان سال برای حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی فرصت دارد دارندگان کدام خودرو ها مشمول حذف یارانه هستند؟ کارتخوان‌های بانکی از سال آینده مشمول مالیات می‌شوند منچستر سیتی و رقیب قرمزپوش سراب اصلاحات اقتصادی این خوراکی ارزان را برای استحکام استخوان هایتان مصرف کنید افزایش توان تولید و صرفه جویی ۴ هزار میلیارد ریالی در نیروگاه نکا کشفی تازه از نیما

کد شما در این بخش
0

شرط عجیب زن زخمی

  • کد خبر : 35477
  • 18 فروردین 1399 - 12:05
شرط عجیب زن زخمی

امان از نگاه هوس آلود و لبخندهای عشوه گرانه که زندگی ام را نابود کرد و این همه بدبختی برایم درست شد.

سرویس حوادث: مرد ۳۴ ساله در دایره اجتماعی کلانتری گفت: من کارگر مردم بودم و با زحمت و تلاش زیاد خرج و مخارج زندگی قشنگم را درمی آوردم. همسر نازنینی داشتم که با دار و ندارم ساخته بود و عشق و علاقه اش را نثار من و دختر کاکل زری مان می کرد. اما داستانی برایم درست شد که زندگی ام را باختم و بدبخت و بیچاره شدم.

از شما چه پنهان یک روز که سوار بر موتورسیکلت به سر کار می رفتم ناگهان با خانمی تصادف کردم. در این حادثه زن ۴۸ ساله که زخمی شده بود، به بیمارستان انتقال یافت و چون مقصر تصادف شناخته شده بودم بلافاصله ۳ النگوی طلای همسرم را فروختم و مخارج بستری این خانم در بیمارستان را پرداخت کردم.

من از کارم دست کشیدم و به دنبال گرفتن رضایت از مصدوم حادثه بودم که او با نگاهی هوس آلود و لبخندهای عشوه گرانه مرا خام کرد و شرط عجیبی گذاشت.

مرد جوان افزود: توانستم پس از چند روز رفت و آمد پی در پی، رضایت این زن ۴۸ ساله را جلب کنم اما افسوس که فریب چرب زبانی های او را خوردم. «شهین» ادعا می کرد زنی تنها و ثروتمند است و می توانم در کنارش باشم و بعضی از کارهایش را انجام بدهم و با هم ارتباط پنهانی داشته باشیم. من حتی با این بهانه که باید رضایت شاکی پرونده را جلب کنیم همسر بیچاره ام را نیز هفته ای یک بار به خانه او می بردم تا کلفتی اش را بکند.

نمی دانم چرا عقلم را باخته بودم و وسوسه پول و ثروت چشمانم را به روی واقعیت ها کور کرده بود. متاسفانه این زن که چوب خورده خیانت های همسر قبلی اش است مرا در مدت کوتاهی از همسر و دختر کوچولویم جدا کرد و زندگی ام را به همین راحتی از دست دادم. مرد پشیمان اشک هایش را پاک کرد و گفت: پس از گذشت ۲ سال شهین که به عقد موقتم درآمده بود تمام املاک و مستغلات خودش را فروخت و برای همیشه همراه دختر و دامادش از اینجا رفت و من که تازه فهمیده بودم چه حماقتی کرده ام به سراغ همسرم رفتم اما هرچه خواهش کردم که به زندگی برگردد فایده ای نداشت چون او می خواهد به زودی با پسرعمویش ازدواج کند و…

الان مدتی است که توسط یکی از دوستانم به دام مواد مخدر افتاده ام و همراه او مرتکب دله دزدی می شدیم که امروز به دام افتادیم.

رکنا

لینک کوتاه : https://eghtesadgostareshomal.ir/?p=35477
کد شما در این بخش

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.