تاریخ : یکشنبه, ۱۵ شهریور , ۱۴۰۵ Sunday, 6 September , 2026

اخبار ویژه

ستاد کرونا بدون روتوش اسامی ۲۳ بازیکن تیم ملی فوتبال امید ابعاد پنهان سوآپ نفت همسایگان شمالی ایران شکستن انحصار خودروسازان دولتی، از اراده دولت خارج است! بیرانوند نامزد بهترین بازیکن سال آسیا شد اتاق بازرگانی و آنچه باید بدانیم ناوگان خدمات روستایی استان نو شد جزئیات نرخ تورم استان‌ها بر اساس خانوار شهری و روستایی پویش مردمی سلام بهار/استقبال از مهمانان نوروزی اروپا تسویه حساب با ایران به جای دلار به یورو را مشروط پذیرفت کارخانه بولر از ظرفیت های اقتصادی آستارا گیلان قهرمان مسابقات مینی بسکتبال دختران کشور شد موفق‌ترین کشورها در جذب میلیونرها سفیر ایران : گیلان از استان‌های پویا در ارتباط با گرجستان است قیمت خودرو امروز ۱۲آذر روزانه ۵۰۰ تن مرغ در گیلان کشتار می شود لیست حقوق‌ مدیران منتشر می‌شود جابه‌جایی یک میلیون و ۴۸۸ هزار نفر مسافر در مازندران بازگشت ۴۱۷ واحد راکد و تعطیل گیلان به چرخه تولید در یک سال عوارض خروج و سهم خواهی چگونه برق چاه‌های کشاورزی رایگان می‌شود؟ علاقمندی بلاروس به استفاده از ظرفیت‌های بندر امیر آباد ضرب الاجل دادگستری برای تعیین تکلیف نهاده‌های دامی

کد شما در این بخش
1

من زن سوم بودم

  • کد خبر : 14862
  • 17 دی 1397 - 5:06
من زن سوم بودم

هنوز چند ماه از زندگی مشترک من و او نگذشته بود که متوجه شدم، کسی که بعد از طلاق به او متکی شده ام و پدر فرزند در راهم است، یکی از افراد خلافکار و دارای پرونده های متعدد است

سرویس حوادث اقتصاد شمال : 18 سال بیشتر نداشتم که سر و کله خواستگاری 56 ساله برایم پیدا شد. من در سن جوانی بودم و او در سرازیری پیری به سر می برد، سه همسر داشت و من قرار بود به عنوان چهارمین همسرش به او بله، بگویم.

پدرم  معتاد و تمام فکر و ذهنش تهیه  مواد مخدر بود و هیچ توجهی به من نداشت، حسین هم پیاله و یار غار پدرم و از دید او بهترین آدم روی زمین بود. به همین دلیل بدون توجه به خواسته های من، قرار و مدار ازدواج را گذاشت و تا خواستم به خودم بیایم، دیدم سر سفره عقد هستم، جواب بله به عاقد برای من کلامی گنگ و نامفهوم بود، نه از عشق و محبت همسرانه فهم درستی داشتم و نه از راه و رسم زندگی چندان می دانستم، آن هم با 38 سال تفاوت سنی، به هیچ عنوان دوستش نداشتم حتی نمی توانستم نگاهش کنم چه برسد به این که بخواهم همسرش باشم.

حسین، انواع و اقسام مواد مخدر را مصرف می کرد و زرق و برق پول هایش چشمان پدرم را کور کرده بود، وقتی عقدنامه را امضا کردم این امضا خط پایانی شد برای تمام خوشی های زندگی ام، بالاخره با بدترین شکل ممکن پنج سال با هزاران سختی و مشقت از این زندگی اجباری گذشت. زندگی که چه عرض کنم، زنده به گور شدن تمام هویت و وجودم بود ولی مجبور بودم روزگار را سپری کنم. یک روز دل به دریا زدم و بدون گرفتن هیچ مهریه و نفقه ای از او جدا شدم، گفتم مهرم حلال و جانم آزاد.

پس از طلاق راه به جایی نداشتم، با  منزل پدرم نیز تماس گرفتم که به نزد خانواده ام بروم اما مادرم آب پاکی را روی دستم ریخت و گفت: پدرت اجازه نمی دهد و گفته است تو دیگر این جا جایی نداری! مانده بودم چه کنم، تک و تنها و غریب و آواره در خیابان ها پرسه می زدم، بی هدف سوار یک خودروی مسافرکش شدم، راننده پرسید کجا می روید خانم؟ نمی دانستم چه جوابی به او بدهم، مرتب به او می گفتم مستقیم تا این که کلافه شد و گفت چرا آدرس درست نمی دهید؟

من زدم زیر گریه و او خودرو را نگه داشت و آبی به من داد و من هم ماجرای بی پناهی خودم را به او گفتم، راننده به بهانه کمک مرا به منزل مادرش برد و سفارش مرا به او کرد، چند ماه در منزل مادر مهرداد زندگی کردم تا این که روزی آمد و از من خواستگاری کرد، من هم که فکر می کردم نیت او خیر و کمک به من است قبول کردم و با او زیر یک سقف رفتم و زندگی تازه ای را شروع کردم.

هنوز چند ماه از زندگی مشترک من و او نگذشته بود که متوجه شدم، کسی که بعد از طلاق به او متکی شده ام و پدر فرزند در راهم است، یکی از افراد خلافکار و دارای پرونده های متعدد است و من هم سومین زن در زندگی او هستم.

با فهمیدن این موضوع دنیا روی سرم خراب شد. حالا نمی دانم چه کنم و به کجا پناه ببرم، آن از ازدواج اولم و این هم از ازدواج دومم. همه این ها تقصیر پدرم است، اگر بعد از طلاق مرا پذیرفته بود و به حال خود رهایم نکرده بود، گرفتار چنین سرنوشتی نمی شدم.

منبع:رکنا

لینک کوتاه : https://eghtesadgostareshomal.ir/?p=14862
کد شما در این بخش

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.