خوش شانس یا بدشانس؟
در روزگاری کهن پیرمرد روستا زاده ای بود که یک پسر و یک اسب داشت. روزی اسب پیرمرد فرار کرد و همه همسایگان برای دلداری به خانه اش آمدند و گفتند: «عجب بدشانسی آوردی که اسب فرار کرد!»
- ارسال توسط : modir
- بدون دیدگاه
تازه ترین محدودیت های ترافیکی جاده های مازندران
نصب سرویسبهداشتی روی بازار رضا! / معاونت املاک و اراضی آستان قدس پاسخگو باشد
ارسال پروندههای تخلف کالاهای اساسی سوادکوه به تعزیرات
بهروزرسانی سامانههای خدماتی بانک پاسارگاد
بیش از ۴ هزار رقبه وقفی در مازندران سند دار شد
معامله بیش از 300 میلیارد ریالی در بورس مازندران
گردشگری دریایی در چارقلی گمیشان چشم انتظار حمایت
هنرجویان پیانو در لاهیجان
اصلاح شیب شیروانی راه های مازندران
روششناسی تحلیل محتوا
تمام قراردادهای اجاره خودکار تمدید میشوند
استاندارمازندران: ۱۰۰ طرح عمرانی نیمهتمام در چهار ماه اخیر در مازندران تکمیل شد
چرا در قرآن شب قدر را شبی مبارک نامیدند؟
طرح اصلاح الگوی مصرف بر تعرفه برق مشترکان مازندران تاثیر زیادی ندارد
کمبود نیروی انسانی ماهر و زمین پاشنه آشیل واحدهای صنعتی مازندران
بالغ بر ۱۷ هزار تن زیتون در گیلان برداشت شد
جزییات واریز اعتبار سبد کالایی مددجویان نهادهای حمایتی +سند
کدام دستگاهها حقوق کارکنان را اعلام کردند؟
صفرها دوباره بر می گردند
نگاهی به خورشید
استعداد توریستی روستاهای «شمال»
الزامی شدن ثبتنام تدریجی سهامداران در سجام
مالیات بر ارزش افزوده ۱۲۳ درصد رشد خواهد کرد
در روزگاری کهن پیرمرد روستا زاده ای بود که یک پسر و یک اسب داشت. روزی اسب پیرمرد فرار کرد و همه همسایگان برای دلداری به خانه اش آمدند و گفتند: «عجب بدشانسی آوردی که اسب فرار کرد!»