تاریخ : یکشنبه, ۳ آبان , ۱۴۰۵ Sunday, 25 October , 2026

اخبار ویژه

/// شوک کالا برگی دولت به مردم عبدالرحیم لطفی سرپرست منابع طبیعی گلستان شد نسخه کوتاه مدت مهار تورم/ تحریم بانک‌ها اوج کینه‌ورزی ترامپ انتظامی: حمایت از انیمیشن دستور کار سازمان سینمایی است می‌توان برای همه مشکلات کشور راه‌حل علمی پیدا کرد کد شناسه بین‌المللی کالاها فراگیر می‌شود ۱۱ میلیارد ریال وسایل ورزشی به مدارس مازندران اهداء شد محمد حیدری مدیرعامل بیمه کارآفرین شد افزایش تقاضا برای واردات به معنای ارزان بودن نرخ ارز نیست ماجرای پدر بزرگ متجاوز ۲۲۴ واحد صنعتی راکد مازندران در دولت سیزدهم به چرخه تولید برگشت اگر حاشیه‌سازی تمام شد دو کلمه هم از کارنامه اقتصادی دولت بگویید! علیه دموکراسی! برادر کشی در نوشهر آزادراه به دنیا نیامده فیلم های چهلمین جشنواره فیلم فجر در دوسینما با ۵۰درصد ظرفیت برگزار می شود سکه ۱۲ میلیون و ۶۵۰ هزار تومان شد اراضی کشور دارای کد پستی می‌شوند خرید ۹ هزار و ۶۰۰ تن برنج پرمحصول در مازندران من آدم خاصی هستم درآمد ۱۴۰ میلیارد ریالی بزرگترین باغ موقوفه کشور در آزادشهر فرماندار فومن: تسهیلات بیشتری به نوغانداران پرداخت شود

کد شما در این بخش
♥0

شرط عجیب زن زخمی

  • کد خبر : 35477
  • 18 فروردین 1399 - 12:05
شرط عجیب زن زخمی

امان از نگاه هوس آلود و لبخندهای عشوه گرانه که زندگی ام را نابود کرد و این همه بدبختی برایم درست شد.

سرویس حوادث: مرد ۳۴ ساله در دایره اجتماعی کلانتری گفت: من کارگر مردم بودم و با زحمت و تلاش زیاد خرج و مخارج زندگی قشنگم را درمی آوردم. همسر نازنینی داشتم که با دار و ندارم ساخته بود و عشق و علاقه اش را نثار من و دختر کاکل زری مان می کرد. اما داستانی برایم درست شد که زندگی ام را باختم و بدبخت و بیچاره شدم.

از شما چه پنهان یک روز که سوار بر موتورسیکلت به سر کار می رفتم ناگهان با خانمی تصادف کردم. در این حادثه زن ۴۸ ساله که زخمی شده بود، به بیمارستان انتقال یافت و چون مقصر تصادف شناخته شده بودم بلافاصله ۳ النگوی طلای همسرم را فروختم و مخارج بستری این خانم در بیمارستان را پرداخت کردم.

من از کارم دست کشیدم و به دنبال گرفتن رضایت از مصدوم حادثه بودم که او با نگاهی هوس آلود و لبخندهای عشوه گرانه مرا خام کرد و شرط عجیبی گذاشت.

مرد جوان افزود: توانستم پس از چند روز رفت و آمد پی در پی، رضایت این زن ۴۸ ساله را جلب کنم اما افسوس که فریب چرب زبانی های او را خوردم. «شهین» ادعا می کرد زنی تنها و ثروتمند است و می توانم در کنارش باشم و بعضی از کارهایش را انجام بدهم و با هم ارتباط پنهانی داشته باشیم. من حتی با این بهانه که باید رضایت شاکی پرونده را جلب کنیم همسر بیچاره ام را نیز هفته ای یک بار به خانه او می بردم تا کلفتی اش را بکند.

نمی دانم چرا عقلم را باخته بودم و وسوسه پول و ثروت چشمانم را به روی واقعیت ها کور کرده بود. متاسفانه این زن که چوب خورده خیانت های همسر قبلی اش است مرا در مدت کوتاهی از همسر و دختر کوچولویم جدا کرد و زندگی ام را به همین راحتی از دست دادم. مرد پشیمان اشک هایش را پاک کرد و گفت: پس از گذشت ۲ سال شهین که به عقد موقتم درآمده بود تمام املاک و مستغلات خودش را فروخت و برای همیشه همراه دختر و دامادش از اینجا رفت و من که تازه فهمیده بودم چه حماقتی کرده ام به سراغ همسرم رفتم اما هرچه خواهش کردم که به زندگی برگردد فایده ای نداشت چون او می خواهد به زودی با پسرعمویش ازدواج کند و…

الان مدتی است که توسط یکی از دوستانم به دام مواد مخدر افتاده ام و همراه او مرتکب دله دزدی می شدیم که امروز به دام افتادیم.

رکنا

لینک کوتاه : https://eghtesadgostareshomal.ir/?p=35477
کد شما در این بخش

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.