تاریخ : چهارشنبه, ۱۸ شهریور , ۱۴۰۵ Wednesday, 9 September , 2026

اخبار ویژه

بارش برف سنگین در مازندران عملیات اجرایی اسکله کشتی‌های رو رو در منطقه آزادانزلی آغازشد سرانه مصرف کاغذ چند است؟ آغاز عملیات تقسیم و اختصاص سهام عدالت فوت شدگان به وراث استاندار گیلان خواستار تکمیل راه‌آهن رشت – کاسپین شد سانحه رانندگی برای نماینده مازندرانی مجلس ادعای تورم ۷۸ درصدی؛ واقعی یا تخیلی؟ پیش فروش بلیط نوروزی اتوبوس از 12 اسفند ماه در گیلان کاهش ۵ تا ۸ درجه‌ای دمای هوا در نیمه غربی و مرکز کشور جشنواره استانی تئاتر گیلان با حضور تماشاگر برگزار می شود ورزشگاه وطنی قائمشهر با استانداردهای سازمان لیگ آماده می‌شود طرح توسعه سالن انتظار فرودگاه نوشهر افتتاح شد گیلان یونیما؛ اتحادیه‌ای برای عروسک‌ها اصلاح واسطه گری در بازار مسکن آمار عجیب کالای ممنوعه ۱۰ رجب، ولادت امام جواد علیه السلام/تولد خورشید دیدار تاج با ملی‌پوشان سود سهام عدالت همچنان به مرحله دوم نرسیده است! کشت قراردادی گندم در ۲۷ هزار هکتار از مزراع مازندران بازدید وزرای راه ایران و اقتصاد جمهوری آذربایجان از راه آهن آستارا اختصاص ۲۰ میلیارد ریال برای ایجاد سایت موزه مارلیک رودبار تکالیف مالیاتی صاحبان کسب و کار مجازی ابلاغ شد استاندار: تمامی بخشداری های مازندران به فیبر نوری متصل شود

کد شما در این بخش
0

شرط عجیب زن زخمی

  • کد خبر : 35477
  • 18 فروردین 1399 - 12:05
شرط عجیب زن زخمی

امان از نگاه هوس آلود و لبخندهای عشوه گرانه که زندگی ام را نابود کرد و این همه بدبختی برایم درست شد.

سرویس حوادث: مرد ۳۴ ساله در دایره اجتماعی کلانتری گفت: من کارگر مردم بودم و با زحمت و تلاش زیاد خرج و مخارج زندگی قشنگم را درمی آوردم. همسر نازنینی داشتم که با دار و ندارم ساخته بود و عشق و علاقه اش را نثار من و دختر کاکل زری مان می کرد. اما داستانی برایم درست شد که زندگی ام را باختم و بدبخت و بیچاره شدم.

از شما چه پنهان یک روز که سوار بر موتورسیکلت به سر کار می رفتم ناگهان با خانمی تصادف کردم. در این حادثه زن ۴۸ ساله که زخمی شده بود، به بیمارستان انتقال یافت و چون مقصر تصادف شناخته شده بودم بلافاصله ۳ النگوی طلای همسرم را فروختم و مخارج بستری این خانم در بیمارستان را پرداخت کردم.

من از کارم دست کشیدم و به دنبال گرفتن رضایت از مصدوم حادثه بودم که او با نگاهی هوس آلود و لبخندهای عشوه گرانه مرا خام کرد و شرط عجیبی گذاشت.

مرد جوان افزود: توانستم پس از چند روز رفت و آمد پی در پی، رضایت این زن ۴۸ ساله را جلب کنم اما افسوس که فریب چرب زبانی های او را خوردم. «شهین» ادعا می کرد زنی تنها و ثروتمند است و می توانم در کنارش باشم و بعضی از کارهایش را انجام بدهم و با هم ارتباط پنهانی داشته باشیم. من حتی با این بهانه که باید رضایت شاکی پرونده را جلب کنیم همسر بیچاره ام را نیز هفته ای یک بار به خانه او می بردم تا کلفتی اش را بکند.

نمی دانم چرا عقلم را باخته بودم و وسوسه پول و ثروت چشمانم را به روی واقعیت ها کور کرده بود. متاسفانه این زن که چوب خورده خیانت های همسر قبلی اش است مرا در مدت کوتاهی از همسر و دختر کوچولویم جدا کرد و زندگی ام را به همین راحتی از دست دادم. مرد پشیمان اشک هایش را پاک کرد و گفت: پس از گذشت ۲ سال شهین که به عقد موقتم درآمده بود تمام املاک و مستغلات خودش را فروخت و برای همیشه همراه دختر و دامادش از اینجا رفت و من که تازه فهمیده بودم چه حماقتی کرده ام به سراغ همسرم رفتم اما هرچه خواهش کردم که به زندگی برگردد فایده ای نداشت چون او می خواهد به زودی با پسرعمویش ازدواج کند و…

الان مدتی است که توسط یکی از دوستانم به دام مواد مخدر افتاده ام و همراه او مرتکب دله دزدی می شدیم که امروز به دام افتادیم.

رکنا

لینک کوتاه : https://eghtesadgostareshomal.ir/?p=35477
کد شما در این بخش

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.