تاریخ : یکشنبه, ۲۹ شهریور , ۱۴۰۵ Sunday, 20 September , 2026

اخبار ویژه

۹۸ درصد درآمد مالیاتی مازندران محقق شد رونق اقتصادی مازندران با تغییر رویکرد از مسافرپذیری به صنعت گردشگری ۵۵ نفر نامزد انتخابات شرکت سهام عدالت در گیلان شدند سوئیفت چیست؟ تحقق ۱۰۰ درصدی درآمدهای مالیاتی در سال گذشته درخواست قصـــاص برای زوج مستأجر بندرهای گیلان نیازمند صنایع تبدیلی است شعبه مجازی بانک پارسیان راه‌اندازی شد ایران از پنجم آبان می‌تواند بیش از ۵۰۰ کالا با تعرفه‌های صفر صادر کند حمایت هزار و ۵۲۰ میلیارد ریالی دولت از صنایع گنبدکاووس درآمد ۱۵ میلیارد تومانی شبکه بانکی از چکهای برگشتی آبان واریز نخستین بسته حمایتی به کارت یارانه ۱۱ میلیون نفر جنگل شیاده بابل غرق در زباله پتروشیمی بوعلی‌سینا آزمون استخدامی برگزار می‌کند/ ثبت نام آزمون از پنجم اسفند آغاز می‌شود اعتراض خانه موسیقی به جعل سرود «ای ایران» قیمت سکه و طلا در بازار امروز مازندران به ۲۰ هزار میلیارد تومان سرمایه‌گذاری نیاز دارد پوستر جشنواره منطقه‌ای تئاتر معلولان در مازندران رونمایی شد جزییات گزارش فصلی اقتصاد ایران رتبه اول بانک سپه در پرداخت تسهیلات به استان گلستان آخرین جزئیات از واریز سود سهام عدالت استعلام غیرحضوری اعتبار دفترچه تأمین اجتماعی+ عکس طرح تشکیل وزارت بازرگانی جهت اصلاح به کمیسیون اجتماعی ارجاع شد

کد شما در این بخش
2

جلاد شاه هم دموکراسی‌خواه شد!

  • کد خبر : 72693
  • 24 بهمن 1401 - 9:28
جلاد شاه هم دموکراسی‌خواه شد!

موجودی که در میانه تصویر می‌بینید، شاید برای جوانان امروز ناشناخته باشد، اما برای نسل انقلاب یا تاریخ‌پژوهان معاصر، پدیده‌ای آشناست.

به گزارش اقتصاد گستر شمال،او از تیره بهائیان سنگسرِ سمنان است، چون هژبر یزدانی. خودش می‌گوید بی دین است، بعید هم نیست، چون از مرام عباس افندی تا بی دینی.
راهی نیست.
او در دوره مسئولیت خود در ساواک، و به ویژه اداره سوم، معتقد بود که مردم ایران لایق دموکراسی نیستند و برقرار شدن آن تنها دست ما را می‌بندد، هم از این روی، هر کس از «بودنِ» خود سخن می‌کرد، به دستور او به آپولو و داغ و درفش رهنمون می‌شد!

او در کمیته مشترک، از شنیدن صدای ناله و فریاد شکنجه شوندگان لذت می‌برد و سر حال می‌آمد! این را شلاق به دستانش می‌گفتند. از همین طریق هم چنان قاپ شاه را دزدید، که به او اختیار داده بود که تلفن‌های هر کس، از جمله مافوق خود نعمت‌الله نصیری را کنترل کند.
او هر از گاه نویسندگانی، چون جلال آل احمد را می‌خواست و به آن‌ها می‌گفت: «اگر در جاده، یک مرتبه احساس کردید که ترمز ماشین‌تان کار نمی‌کند، یاد قلمفرسایی‌های خود بیفتید! تازه در آن زمان هم خودمان یک دسته گل روی قبرتان می‌گذاریم و اجازه شهیدنمایی نمی‌دهیم…!» (این‌ها در یادداشت‌های جلال هست).
او حتی در روز‌های اوجگیری انقلاب هم، «مشت آهنین» را چاره کار می‌دانست و در پاسخ به نگرانی از نهاد‌های حقوق بشری جهان می‌گفت: «به جهنم، هر چه می‌خواهند بگویند»!
او هنگامی که دریافت دیگر ارباب او را نمی‌خواهد، خانه مجلل خود در شهرک غرب را به یکی از سفرای خارجی فروخت و خانه مجلل‌تری در سانفرانسیسکوی امریکا خرید و از ایران گریخت.
او از آن تاریخ، به تجارت ساختمانی مشغول است و بعید است که داد و ستد اطلاعاتی و حتی عملی خود را، با سرویس‌های امریکا، انگلیس و اسرائیل وانهاده باشد.
او «پرویز ثابتی» است که دیروز پس از ۴۴ سال و به گمان آفتابی شدن هوا و البته از سر نابخردی، از لانه خود بیرون زده است! بیش از این کلمات را خرج او کردن، توهین به زبان فاخر فارسی است!

لینک کوتاه : https://eghtesadgostareshomal.ir/?p=72693
کد شما در این بخش

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.