تاریخ : شنبه, ۲۸ شهریور , ۱۴۰۵ Saturday, 19 September , 2026

اخبار ویژه

در به‌وجودآمدن شرایط موجود چقدر مقصریم؟ مرحله دوم سود سهام عدالت برای چه کسانی واریز می‌شود؟ چاره پوشش کسری بودجه چیست؟ توقف با حضور رضاییان فرودگاه کلاله به مکان آموزش خلبانی و پروازهای تفریحی تبدیل می‌شود درگیری تماشاگران با بازیکنان سپیدرود و وقفه حدود ۳۰ دقیقه ای بازی قاچاق انفرادی؟ آیا مسکن ارزان می شود؟ قطع گاز ۱۵ هزار ویلای پرمصرف مازندران مرغ غرب‌زده‌ها یک پا دارد قابلیت‌های جدید اینستاگرام چیست؟ وکیل رایگان برای افراد بی بضاعت مدیرعامل بانک مسکن: وام جدید ۸۰ میلیون تومانی مسکن با سود کم در راه است درگیری با ایران باتلاقی مخوف برای آمریکا است ۱۳۶ واحد صنعتی امسال در مازندران افتتاح شد جذب ۵ میلیارد دلار سرمایه خارجی در سال ۹۶ ۳.۳ کارت بانکی به ازای هر نفر در کشور ۱۱ درصد باغ‌های خرمالوی کشور در گیلان است مزایده عمومی املاک ومستغلات موسسه اعتباری ملل تحقق رویای خانه‌دارشدن ۴۲ هزار خانوار گلستانی در گرو طرح جهش تولید مسکن حذف ۱۸ میلیون یارانه بگیر چه شد؟ بخشش پای چوبه دار افزایش۲۵ درصدی درآمد مازندران از گردشگران خارجی

کد شما در این بخش
0

رشد حقوق روی کاغذ، فشار در زندگی

  • کد خبر : 95662
  • 28 شهریور 1405 - 11:36
رشد حقوق روی کاغذ، فشار در زندگی

افزایش بیش از ۲۲برابری حداقل حقوق طی یک دهه، به‌دلیل رشد همزمان هزینه‌های زندگی، به بهبود محسوس قدرت خرید خانوارها منجر نشده است.

فاطمه عباس پور– فیش حقوقی را که از سال۱۳۹۵تا۱۴۰۵ ورق بزنیم با یک رشد خیره‌کننده روبه‌رو می‌شویم؛ حقوقی که از حدود ۹۶۰‌هزارتومان به‌۲۱‌میلیون‌و۸۲۵‌هزار تومان رسیده؛ عددی که بیش از ۲۲ برابر شده و در نگاه اول می‌تواند نشانه‌ای از رشد قابل‌توجه دستمزدها باشد اما کافی است فیش حقوقی را از کشوی میز بیرون بیاوریم و با آن به‌فروشگاه برویم! آنجا داستان تغییر چشمگیری می‌کند و حقیقت تلخ به‌صورت آدم می‌خورد.

در سال۱۳۹۵ حداقل حقوق حدود ۹۶۰‌هزار تومان بود. آن زمان شاید رقم حقوق برای بسیاری از خانوارها پایین بود اما امروز اگر همان ۹۶۰‌هزار تومان را مقابل قیمت‌های سال ۱۴۰۵ بگذاریم تصویر تکان‌دهنده‌ای به‌دست می‌آید: این حقوق تنها کمی بیشتر از یک شانه تخم‌مرغ ۶۹۵‌هزار تومانی ارزش دارد. یعنی تمام دستمزد یک ماه یک کارگر در سال۱۳۹۵ با قیمت‌های امروز حتی برای خرید دوشانه تخم‌مرغ هم کافی نیست!

قیمت یک بسته ۵۰۰گرمی چای امروز به‌۳/‏۱‌میلیون تومان می‌رسد یعنی بیشتر از کل حقوق ماهانه‌ای که یک کارگر در سال ۱۳۹۵ دریافت می‌کرد! ۱۰سال گذشته و حقوق حالا بیش از ۲۱‌میلیون تومان است اما در این فاصله فقط فیش حقوقی بزرگ نشده بلکه هزینه زندگی هم بزرگ شده آن‌هم آنقدرکه افزایش دستمزد در بسیاری از سال‌ها بیشتر شبیه تلاشی ناموفق برای عقب‌نماندن از قیمت‌ها بوده تا حرکت به‌سمت رفاه بیشتر.

نگاهی به‌آمار از ۱۰سال گذشته تاکنون

در سال۱۳۹۵ حداقل حقوق حدود ۹۶۰‌هزارتومان بود. در سال۱۳۹۶ این رقم به‌حدود یک‌میلیون‌و۸۰‌هزارتومان رسید و در۱۳۹۷ به‌یک‌میلیون‌و۲۶۰‌هزارتومان. سال۱۳۹۸ حقوق به‌حدود یک‌میلیون و ۸۱۰‌هزار تومان رسید و در سال۱۳۹۹ از ۵/۲‌میلیون تومان عبور کرد. در۱۴۰۰ رقم حقوق به‌حدود ۷۱/۳‌میلیون تومان رسید و سپس در سال‌های۱۴۰۱، ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ به‌ترتیب به‌حدود ۶۸/‏۵، ۳۱/‏۷ و ۴۷/‏۹‌میلیون تومان افزایش یافت. سال۱۴۰۴ حقوق به‌حدود ۴۹/‏۱۳‌میلیون‌تومان رسید و در سال۱۴۰۵ حداقل دریافتی مورد استفاده در این گزارش به‌حدود ۸۲۵/‏21میلیون تومان رسیده یعنی طی یک دهه حقوق بیش از ۲۲برابر شده اما اگر قرار بود افزایش حقوق به‌معنای بهترشدن وضعیت معیشت باشد باید در سبد خرید خانوار هم دیده می‌شد؛ در مقدار غذایی که خریداری می‌شود، کیفیت کالاها، امکان پس‌انداز و پولی که بعد از پرداخت هزینه‌های ضروری برای خانواده باقی می‌ماند. اینجاست که فاصله میان افزایش دستمزد و افزایش قدرت خرید خود را نشان می‌دهد. حقوقی که هر سال بیشتر شد اما سفره هم به‌شکل چشمگیری کوچک‌تر شده است.

در اقتصاد خانوار هیچ‌کس با ‌درصد افزایش حقوق خرید نکرده بلکه مردم با تومان خرید می‌کنند. وقتی حقوق افزایش پیدا می‌کند اما قیمت نان، برنج، گوشت، مرغ، روغن، مسکن، حمل‌ونقل و درمان هم افزایش می‌یابد آنچه اهمیت دارد این نیست که فیش حقوقی چقدر بزرگ شده بلکه این است که چه مقدار از هزینه‌های زندگی را پوشش می‌دهد.

تخم‌مرغ؛ ساده‌ترین شاهد ماجرا

تخم‌مرغ شاید یکی از ساده‌ترین کالاها برای روایت این تغییر باشد! با قیمت مبنای ۶۹۵‌هزارتومان حقوق سال۱۳۹۵ فقط معادل حدود ۴/‏1شانه تخم‌مرغ امروز است. حقوق سال۱۳۹۸ حدود ۶/‏2شانه، حقوق۱۴۰۰ حدود ۳/‏5شانه و حقوق ۱۴۰۲ حدود ۵/‏10شانه را پوشش می‌دهد. در سال۱۴۰۴ این نسبت‌به ‌حدود ۴/‏19شانه و در سال۱۴۰۵ به‌حدود ۳۱شانه می‌رسد.

این اعداد البته نباید به‌عنوان محاسبه مستقیم قدرت خرید واقعی تفسیر شوند زیرا قیمت تخم‌مرغ در سال‌های مختلف یکسان نبوده اما یک نکته را به‌خوبی نشان می‌دهند: حقوق اسمی طی این دهه جهش کرده است. برای سنجش اینکه مردم واقعا چقدر فقیرتر یا ثروتمندتر شدند باید ببینیم قیمت همین کالاها در هر سال چه میزان از حقوق همان سال را مصرف کرده‌اند و این دقیقا همان جایی است که روایت افزایش حقوق دیگر به‌تنهایی کافی نیست.

برنج در مسیر تبدیل به‌یک کالای لوکس!

یک کیلو برنج ایرانی ممتاز در بازار فعلی ۵۹۴‌هزار تومان و حقوق ۹۶۰‌هزار تومانی سال ۱۳۹۵ با قیمت امروز معادل حدود ۶/‏۱ کیلو برنج است!

در سال۱۴۰۰ حقوق ۷۱/‏۳‌میلیون تومانی معادل حدود ۲/‏6کیلو برنج و در سال ۱۴۰۲ حقوق ۳۱/‏7میلیون تومانی معادل حدود ۳/‏12کیلو برنج است و در سال ۱۴۰۵ این نسبت‌به ‌حدود ۷/‏۳۶ کیلو می‌رسد اما یک خانوار با یک کیلو برنج زندگی نمی‌کند. برنج فقط یکی از ده‌ها قلم هزینه‌ای است که باید از درآمد ماهانه پرداخت شود!

مسکن، بزرگ‌ترین هزینه بسیاری از خانوارها اصلا در این سبد کوچک حضور ندارد و هزینه‌های درمان، آموزش، حمل‌ونقل، پوشاک و قبوض نیز جایی در این محاسبه ندارند بنابراین حتی اگر حقوق اسمی چندین‌برابر شود مادامی که رشد آن متناسب با مجموع هزینه‌های خانوار نباشد فشار معیشتی می‌تواند پابرجا بماند.

سبقت ناجوانمردانه هزینه‌ها از دستمزد

مشکل از جایی آغاز می‌شود که افزایش حقوق به‌جای آنکه فاصله خانوار با رفاه را بیشتر کند صرفا فاصله خانوار با فقر را حفظ کند. در چنین شرایطی هر سال یک عدد جدید به‌فیش حقوقی اضافه می‌شود اما همزمان عددهای دیگری نیز روی قبض، اجاره‌نامه و برچسب کالاها می‌نشینند. حقوق بالا می‌رود، اجاره بالا می‌رود و مواد غذایی گران‌تر می‌شوند، دستمزد افزایش پیدا می‌کند، هزینه درمان و حمل‌ونقل بیشتر می‌شود و درنهایت ممکن است کارگر یا کارمند با فیشی بسیار بزرگ‌تر از چند سال قبل همچنان پایان ماه را با همان نگرانی قدیمی به‌پایان برساند: این ماه پول کم می‌آوریم یا ماه بعد؟ این همان نقطه‌ای است که مفهوم رشد دستمزد از بهبود معیشت به‌طور کامل جدا می‌شود.

مردم اول چه چیزی را حذف می‌کنند؟

کاهش قدرت خرید همیشه با حذف ناگهانی گوشت و مرغ از سفره آغاز نمی‌شود بلکه گاهی از یک انتخاب کوچک شروع می‌شود. خرید یک محصول ارزان‌تر به‌جای محصولی که قبلا خریداری می‌شد خرید کمتر گوشت، حذف یک وعده رستوران، کم‌کردن خرید میوه، تعویق انداختن خرید لباس، به‌تعویق‌انداختن درمان، کاهش تفریح و درنهایت خرج‌کردن پولی که برای روز مبادا کنار گذاشته شده بود.

آثار فشار معیشتی را نمی‌توان فقط در میزان خرید کالاهای ضروری جست‌وجو کرد. بخشی از این فشار در چیزهایی دیده می‌شود که مردم دیگر توان خریدشان را ندارند. ممکن است خانواده همچنان برنج بخرد اما کیفیت برنج تغییر کرده باشد. ممکن است هنوز مرغ روی سفره باشد اما گوشت کمتر شده باشد. ممکن است هنوز میوه خریداری شود اما نه با همان تنوع. قدرت خرید فقط مقدار خرید نیست بلکه قدرت انتخاب هم هست.

لینک کوتاه : https://eghtesadgostareshomal.ir/?p=95662
کد شما در این بخش

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.